باغباني علمي

مطالبی در مورد باغبانی و فضای سبز

جابجایی محصول و نقش آن در عمر انبارداری
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤
 

بخشی از محصولات باغی تولید شده در طی جابه‌جایی دچار آسیب می‌گردند. آسیب‌هایی که در طی جابه‌جایی به‌محصول وارد می‌شود، شامل: خسارات ناشی از فشار، سائیدگی، ضربه و گرما خواهد بود. همانطور که در بخش انتخاب رقم اشاره شد اصلاح ارقام مقاوم در برابر جابه‌جایی یکی از اهداف مهمی است که خسارات ناشی از حمل و نقل را به‌حداقل می‌رساند. اخیراً ارقامی از گوجه‌فرنگی اصلاح شده‌اند که در طی حمل و نقل خسارت کمی خواهند دید.


 
comment نظرات ()
 
تکنولوژی بسته‌بندی
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤
 

یکی از راهکارهای کاهش ضایعات محصولات باغی در دوره پس از برداشت بسته‌بندی است. بسته‌بندی علاوه بر نقشی که در بازاریابی محصول دارد، در جلوگیری و کاهش از ضایعات محصولات برداشت شده بسیار موثر است. با استفاده از تکنولوژی‌های مدرنی چون بسته‌بندی با اتمسفر متغیر Modified atmosphere packaging(Map)، شرینک‌وراپ Shrink wrap و غیره می‌توان ضایعات محصولات باغی را به‌حداقل رساند. اخیراً Map با غلظت اکسیژن بالا جایگزین Map با غلظت اکسیژن کم شده است. این روش جدید تاثیر بیشتری بر آنزیم‌های مضر داشته و از واکنش‌های تخمیری غیرهوازی و همچنین از رشد میکروب‌ها جلوگیری می‌نماید. این تکنیک به‌طور موفقیت‌آمیزی برای بسته‌بندی کلم گل، بروکلی، هویج، جوانه لوبیا، قارچ‌دکمه‌ای و اسفناج به‌کار رفته است. در ایران هنوز استفاده از این نوع بسته‌بندی حتی برای قارچ‌های خوراکی که توجیه اقتصادی نیز دارد به‌طور قابل توجهی صورت نگرفته است.

در بسته‌بندی واحدهای فرآورده در درون جعبه، محصول نباید حرکت کند و از آسیب در اثر لرزش دیوارهای بسته‌بندی پرهیز شود. بسته‌بندی نباید از لبه پر شود و یا به‌صورت فشرده باشد چون سبب افزایش خراشیدگی، فشار و ضربه می‌گردد.


 
comment نظرات ()
 
تکنولوژی انبارداری
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤
 

شرایط انبارداری نقش بسیار مهمی در افزایش نگهداری محصولات باغی و کاهش ضایعات دارد. با استفاده از تکنولوژی محیطی انبارداری می‌توان ضایعات محصولات باغی را به‌حداقل رساند. انبارداری در اتمسفر کنترل شده Controlled atmosphere storage و استفاده از انبارهای کم فشار Hypobaric atmosphere storage با تاثیر بر فرآیندهای تنفس و تولید اتیلن عمر نگهداری محصولات و ضایعات محصولات باغی در طی انبارداری را کاهش می‌دهد. انبارهای موجود در ایران غالباً بسیار قدیمی و ابتدایی می‌باشند. در انبارهای موجود در ایران هیچ کنترلی بر غلظت اکسیژن، دی‌اکسیدکربن و اتیلن صورت نمی‌گیرد، تنها عواملی چون رطوبت و دما کنترل می‌گردد. در چنین شرایطی نه تنها امکان نگهداری میوه‌های حساس و خصوصاً میوه‌های تابستانه و سبزیجات وجود ندارد بلکه ضایعات محصولات نگهداری شده نیز بسیار زیاد خواهد بود. در چنین شرایطی انبارداری صرفاً به‌انواعی از میوه و سبزی(سیب، گلابی، سیب‌زمینی و پیاز) محدود شده است. به‌منظور کاهش ضایعات ناشی از عدم وجود انبارهای مناسب لازم است سردخانه‌ها و انبارهایی با استانداردهای جهانی مانند انبارهای با اتمسفر کنترل شده و انبارهای کم فشار احداث گردد و یا انبارهای موجود از نظر تأسیسات کنترل کننده عوامل مهم مانند اکسیژن، دی‌اکسیدکربن و اتیلن تجهیز گردند تا بتوان سبزیجات، میوه‌های تابستانه و میوه‌های حساس را به‌خوبی انبار نمود. با توجه به‌هزینه‌های سنگین احداث سردخانه‌های مناسب و پیشرفته نقش دولت در سرمایه‌گذاری در این بخش اجتناب ناپذیر است.


 
comment نظرات ()
 
کنترل عوارض پاتولوژیکی و فیزیولوژی بعد از برداشت
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤
 

بخش زیادی از محصولات باغبانی به‌دلیل حمله عوامل بیماری‌زا به‌محصول برداشت شده از حلقه مصرف خارج می‌شوند. خسارت برخی از بیماری‌ها به‌حدی زیاد است که گاهی تمام محصول دور ریخته می‌شود. حمله عوامل بیماری‌زا اغلب به‌دنبال صدمات فیزیکی صورت می‌گیرد، البته تعداد کمی از قارچ‌ها وجود دارندکه به‌بافت‌های سالم نیز حمله برده و شرایط را برای توسعه بقیه عوامل بیماری‌زا هموار می‌سازند. معمولاً میوه برداشت شده مقاومت قابل توجهی نسبت به‌عوامل بیماری‌زا دارد ولی با آغاز رسیدگی، میوه‌ها به‌این عوامل حساس می‌گردند. بین میزان ترکیبات فنلی و مقاومت به‌بیماری‌ها یک همبستگی مثبت وجود دارد. این درحالی است که میزان زیاد ترکیبات فنلی سودمند نبوده و باعث ایجاد مزه گس و قهوه‌ای شدن بافت در اثر اکسیداسیون خواهد شد. یکی از اهداف اصلاحی به‌طریق بیوتکنولوژی، رسیدن به‌حدی از ترکیبات فنلی است که نه تنها منجر به‌ایجاد مقاومت گردد بلکه از نظر گسی و قهوه‌ای شدن، کیفیت میوه در حد مطلوب حفظ گردد.

اگرچه استفاده از ترکیبات شیمیایی می‌تواند ضایعات حاصل از عوامل پاتولوژیکی را کاهش دهند ولی به‌دلیل عوارض جانبی این مواد، مصرف آنها روزبه‌روز محدود می‌شود. اخیراً روش‌های غیرشیمیایی چون استفاده از اشعه گاما، نور فرابنفش، گرما درمانی و همچنین استفاده از ترکیبات طبیعی مانند اسانس‌های گیاهی توسعه یافته‌اند. در ایران چنین عملیاتی هنوز در حد ابتدایی و در مراحل اولیه تحقیق قرار دارند. چنین راهکارهایی به‌همراه رعایت اصول بهداشتی در طی رشد و نمو که منجر به‌کاهش بار میکروبی محصول خواهد شد می‌توانند در کاهش ضایعات حاصل از حمله عوامل بیماری‌زا نقش مؤثری را ایفا نمایند.


 
comment نظرات ()
 
تاثیر تیمارهای پیش‌سرمادهی بر افزایش عمر انباری
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤
 

عملیات پیش‌سرمادهی نقش بسیار مفیدی در افزایش عمر انباری و کاهش ضایعات محصولات باغی دارد. تاثیر این عملیات بر برخی محصولات مانند توت‌فرنگی بسیار بارز بوده و ضایعات این محصول را شدیداً کاهش می‌دهد. در ایران به‌جز موارد جزئی(خصوصاً در مورد توت‌فرنگی که به‌صورت استفاده از کانتینرهای یخچال‌دار بلافاصله پس از برداشت است و همچنین به‌طور تجربی در مورد برخی محصولات مانند انگور آن‌را به‌صورت کاملاً ابتدایی انجام می‌دهند که گاهی با مشکلات زیادی روبرو خواهند شد) عملیات پیش‌سرمادهی غالباً صورت نمی‌گیرد. انتخاب روش سرد کردن مقدماتی شامل استفاده از آب سرد، هوای سرد، یخ و خلا بستگی زیادی به‌ماهیت فیزیولوژیکی محصول داشته و درصورت انتخاب نادرست نه تنها عمر انبارداری محصول افزایش نخواهد یافت بلکه ضایعات محصول شدیداً زیاد خواهد شد. ایجاد تجهیزات مناسب به‌منظور انجام این عملیات در دوره پس از برداشت ضروری است. تحقیقات نشان داده است که تعلل در انجام این عملیات جایز نبوده و با تاخیر در انجام عملیات پیش‌سرمادهی، درصد محصول قابل فروش کاهش می‌یابد. بنابراین لازم است به‌منظور افزایش عمر انباری و کاهش ضایعات پس از برداشت و همچنین کاهش بار سردخانه بلافاصله پس از برداشت محصول را با استفاده از روش مناسب خنک نمود.


 
comment نظرات ()
 
تاثیر زمان برداشت در عمر انباری
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤
 

زمان برداشت صحیح محصولات باغی نقش مهمی در عمر انباری و کاهش ضایعات آنها دارد. در طی تکامل فیزیولوژیک میوه‌ها و سبزی‌ها تغییرات قابل توجه فیزیکی و بیوشیمیایی در محصول صورت می‌گیرد. برای مثال می‌توان به‌کاهش سفتی بافت، افزایش فعالیت آنزیم پلی‌گالاکتوروناز، افزایش پکتین محلول، تغییر در اسیدیته قابل تیتر، مواد جامد محلول و شدت تنفس اشاره نمود. چنانچه محصول دیرتر از زمان مناسب برداشت شود نه تنها عمر انباری آن کاهش می یابد بلکه ضایعات آن در طی حمل و نقل و جابه‌جایی افزایش خواهد یافت. این پدیده خصوصاً در محصولات کلیماکتریک بارز است. چنانچه محصول زودتر از موقع برداشت گردد کیفیت مناسبی را نخواهد داشت و در طی رساندن مصنوعی ممکن است به‌نتیجه دلخواه نرسیم. بنابراین در مورد کلیه محصولات باغی تعیین زمان مناسب برداشت یکی از فاکتورهای مهم در کاهش ضایعات به‌حساب می‌آید. زمان مناسب برداشت را می‌توان با آزمایشاتی چون سفتی بافت، نسبت قند به‌اسید، تعداد روز پس از گلدهی کامل و حتی واحدهای گرمایی گرفته شده توسط محصول تعیین نمود. در مورد محصولات مختلف معیارهای خاصی جهت تعیین زمان برداشت مورد استفاده قرار می‌گیرد و برای هر محصول استانداردهایی تعریف شده است. در ایران متاسفانه به‌این عامل مهم کمتر توجه شده است درحالی‌که در حفظ سلامت افراد، امنیت غذایی، کاهش ضایعات پس از برداشت، کاهش ضرر و زیان اقتصادی و... نقش مهمی دارد؛ در کشورهای پیشرفته موضوع زمان برداشت محصولات بسیار مهم بوده و چنانچه محصول زودتر یا دیرتر از موقع برداشت گردد نه تنها اجازه فروش به‌آن داده نمی‌شود، بلکه تولید کننده محصول جریمه خواهد شد. با توجه به‌مطالب فوق لازم است در هر منطقه و برای هر محصول عملیات برداشت با توجه به‌معیارهای صحیح صورت گیرد.


 
comment نظرات ()
 
تاثیر مدیریت تغذیه گیاهان در کیفیت محصولات
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤
 

تغذیه‌ی صحیح محصولات باغی نقش مهمی در کاهش ضایعات و بهبود کیفیت محصول تولیدی و عمر انباری محصولات برداشت شده دارد. در این بین ازت، فسفر، پتاسیم، کلسیم، بور، مس و مولیبدن از اهمیت زیادی برخوردارند. ازت بیش از حد نه تنها عدم تعادل اسیدآمینه‌های ضروری و بالطبع عدم تعادل پروتئین را در پی خواهد داشت بلکه مشکلات عدیده‌ای چون تجمع نیترات و کاهش میزان ویتامین ث را نیز ایجاد می‌کند. عوارض فیزیولوژیکی همچون توخالی شدن کلم بروکلی، کاهش وزن سیب‌زمینی‌شیرین در انبار و کاهش عطر و طعم کرفس در نتیجه مصرف ازت بیش از حد است. در کاهو ازت بیش از حد نه تنها منجر به‌تجمع نیترات گشته و مصرف آن مشکلات خاصی چون بیماری مت‌هموگلوبینیا را ایجاد می‌کند بلکه باعث کاهش وزن خشک محصول و کاهش عمر انباری کاهو خواهد شد. در توت‌فرنگی نیز کود ازته در سفتی بافت میوه در طی انبارداری مؤثر است. تیمار ازت همچنین بر مواد جامد قابل حل تاثیر قابل توجهی داشته و با افزایش ازت از 126 به‌225 کیلوگرم در هکتار مواد جامد قابل حل کاهش می‌یابد. بسیاری از عوارض دیگر که در طی انبارداری منجر به‌افزایش ضایعات می‌گردد را می‌توان با تیمار کلسیم برطرف نمود. برای مثال لکه‌تلخ در سیب، Tip Burn در سبزیجات برگی و پوسیدگی گلگاه در محصولات خانواده سیب‌زمینی‌سانان و Black Heart در کرفس را می‌توان نام برد. بنابراین لازم است در طی رشد محصول و همچنین در دوره قبل از برداشت براساس اصول علمی نسبت به‌توصیه کودی اقدام نمود تا نه تنها عملکرد مطلوبی حاصل گردد بلکه کیفیت محصول تولیدی و عمر انباری آن نیز افزایش یابد.


 
comment نظرات ()
 
تاثیر آبیاری بر کاهش ضایعات پس از برداشت
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤
 

چون درصد بالایی از وزن محصولات باغی را آب تشکیل می‌دهد، تامین آب نه تنها در افزایش تولید مؤثر است بلکه با بهینه‌سازی تامین آب می‌توان عوارض فیزیولوژیکی خاصی چون پوسیدگی گلگاه در گوجه‌فرنگی، لکه تلخی در سیب و Tip Burn  در کاهو را کاهش داد. در مورد لکه تلخی سیب باید اشاره نمود که دقت در انجام عملیات آبیاری که منجر به‌توزیع مناسب‌تر کلسیم در میوه می‌گردد، خصوصاً در مراحل پایانی رشد از راهکارهای اساسی کاهش این عارضه می‌باشد. آبیاری بارانی علاوه بر افزایش راندمان مصرف آب منجر به‌بهبود میوه‌ها از نظر عوارض اشاره شده خواهد شد.


 
comment نظرات ()
 
تاثیر شدت نور در کاهش ضایعات پس از برداشت
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ۸:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤
 

شدت نور مناسب نه تنها در افزایش تولید و تکثیر در محصول مؤثر است، بلکه از بروز عوارض فیزیولوژیکی خاصی چون آفتاب سوختگی نیز جلوگیری می‌کند. این عارضه در گوجه‌فرنگی بسیار شایع بوده و بخش قابل توجهی از محصول را دچار آسیب می‌کند. در شرایطی که شدت نور زیاد است پرورش گوجه‌فرنگی به‌صورت داربستی توصیه نمی‌گردد. به‌علاوه در این شرایط بهتر است از ارقامی که دارای برگ بیشتری می‌باشند استفاده نمود تا با سایه‌اندازی برگ‌ها برروی میوه‌ها شیوع این عارضه کاهش یابد. میوه آفتاب سوخته گوجه‌فرنگی نه تنها قابلیت نگهداری خوبی ندارد بلکه آن را نمی‌توان به‌صورت مصنوعی رساند. نمونه بارز دیگری از تأثیر نور را می‌توان در میزان ویتامین ث و میزان ماده خشک محصول مشاهده نمود. با افزایش شدت نور دامنه بهینه میزان ویتامین ث محصول افزایش می‌یابد.


 
comment نظرات ()
 
لزوم توجه به فیزیولوژی پس از برداشت محصولات باغی
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/٤
 

توسعه روز افزون جمعیت نیاز به‌تامین غذا را روزبه‌روز افزایش می‌دهد. به‌منظور افزایش تولید و رفع هر چه بیشتر مایحتاج بشر راه کارهای مختلفی چون افزایش سطح زیر کشت، افزایش عملکرد در واحد سطح، دستیابی به‌ارقام برتر، مدیریت عملیات زراعی شامل دفع آفات و بیماری‌ها، آبیاری، تغذیه، هرس و غیره وجود دارد. در این بین یکی از راه کارها که به‌دست فراموشی سپرده شده است و کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد کاهش ضایعات پس از تولید است که محققین به‌این بخش اصطلاح «‌برداشت مخفی» را اختصاص داده‌اند. محصولات باغی(شامل کلیه میوه‌ها، سبزی‌ها و گل و گیاهان زینتی) به‌دلیل بالا بودن درصد رطوبت و ماهیت فیزیولوژیکی خاصی که دارند طبیعتاً دارای ضایعات بیشتری پس از برداشت می‌باشند که گاهی بسته به‌نوع محصول ممکن است تا 60 درصد محصول تولیدی به‌این طریق از دایره مصرف خارج شود. عوامل متفاوتی هم در دوره قبل از برداشت و هم در دوره پس از برداشت در شدت این پدیده مؤثر هستند. برخی از این عوامل تحت کنترل بوده و انسان قادر است آن‌ها را به‌نحو صحیح تحت تاثیر قرار داده و بدین‌وسیله ضایعات را به‌حداقل برساند.

این گروه از محصولات کشاورزی به‌دلیل داشتن رطوبت زیاد فسادپذیر هستند و در دوره پس از برداشت بخش عمده‌ای از آنها(بین 5 تا 50 درصد) از بین می‌روند. میزان این ضایعات حتی در برخی موارد تا 80 درصد نیز می‌رسد. در این میان تره‌بار بالاترین درصد ضایعات را به‌خود اختصاص داده‌اند. کاهش و به‌حداقل رساندن چنین ضایعاتی به‌عنوان «برداشت مخفی» می‌تواند یکی از راه‌های مؤثر در تامین غذا برای جامعه به‌حساب آید. در کشورهایی که سیستم کشاورزی پیشرفته‌ای دارند، پیشرفت‌های قابل توجهی در زمینه تکنولوژی پس از برداشت صورت گرفته است. چنین عملیاتی نه تنها ضایعات این گروه از محصولات را به‌حداقل می‌رساند بلکه کیفیت آنها را نیز در طی حمل و نقل، جابجایی، انبارداری و توزیع حفظ خواهد کرد. بخش عمده‌ای از این ضایعات را می‌توان با اجرای عملیات صحیح در دوره قبل از برداشت(در باغ یا مزرعه) حذف نمود. مدیریت تغذیه، آفات و بیماری‌های گیاهی در دوره قبل از برداشت، تکنولوژی صحیح برداشت، تیمارهای غیرشیمیایی و استفاده از ترکیبات طبیعی برای کنترل ضایعات، عملیات پیش‌سرمادهی، سیستم‌های بسته‌بندی جدید، انبارداری صحیح(شامل کلیه عملیات در طی انبارداری) و بالاخره حمل و نقل صحیح از مهمترین راهکارهای موجود هستند که تا حد قابل توجهی میزان این ضایعات را به‌حداقل می‌رسانند. بنابراین کاهش ضایعات این گروه از محصولات کشاورزی نیازمند اصلاح ساختار تولید از باغ و مزرعه تا انبار و سپس حمل و نقل و بازاررسانی و در نهایت مصرف‌کننده خواهد بود. بالا بردن دانش فنی تولیدکنندگان، انبارداران، مسئولین میادین میوه وتره‌بار، خرده فروشی‌ها و در نهایت مصرف‌کنندگان گامی موثر در این راستا می‌باشد.


 
comment نظرات ()
 
انتخاب رقم مناسب جهت کاهش ضایعات پس از برداشت
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/۳۱
 

عملیات زراعی و شرایط آب و هوایی قبل از برداشت نقش مهمی در سرعت فرآیندهای فیزیولوژیکی محصول برداشت شده دارد؛ در این بین نقش رقم یا کولتیوار نیز بسیار مهم است. موفقیت در انجام عملیات پس از برداشت بستگی زیادی به‌ماهیت فیزیولوژیکی محصول دارد. عکس‌العمل محصولات باغبانی به‌شرایط انبارداری علیرغم بقیه صفات تحت تأثیر انتخاب طبیعی و انتخاب انسانی نبوده است. اخیراً در برنامه‌های اصلاحی محصولات باغی، صفات مرتبط با فیزیولوژی پس از برداشت محصول مورد توجه زیادی قرار گرفته است که مهمترین آن‌ها عبارتند از:

- قابلیت خوب جابجایی و کاهش نرم شدن میوه در طی رسیدن به‌خصوص در گوجه‌فرنگی. این عمل با تأثیر بر آنزیم پلی‌گالاکتوروناز و با استفاده از مهندسی ژنتیک صورت گرفته است.

- مقاومت به‌سرمازدگی در طی انبارداری خصوصاً در سیب، آوکادو، موز، خیار، هلو و گوجه‌فرنگی.

- مقاومت به اسکالد در سیب که تحت کنترل فرآیند اکسیداسیون آلفا- فارنزن است. تحقیقات نشان داده است که یک ژن در بروز این عارضه دخالت دارد.

- مقاومت به انبارداری در اتمسفر کنترل شده، غلظت بالای دی‌اکسیدکربن و غلظت کم اکسیژن در مورد توت‌فرنگی. دو گروه از ارقام بر اساس محصولات حاصل از تخمیر مانند استالدیید و اتانول وجود دارند. ارقام آناپولیس و کاوندیش در غلظت بالای دی‌اکسیدکربن، استالدیید و اتانول بسیار کمی تولید می‌نمایند، درحالی‌که ارقام کنت و هانوی در اثر نگهداری در غلظت بالای دی‌اکسیدکربن اتانول و استالدیید بیشتری تولید می‌نمایند و ضایعات آن‌ها بیشتر است. بنابراین در انتخاب رقم باید توجه خاصی را مبذول داشت چرا که در صورت نامناسب بودن رقم انتخاب شده با شرایط و اهداف تولید ممکن است بقیه عملیات باغبانی تاثیر ناچیزی بر کاهش ضایعات داشته باشد.


 
comment نظرات ()
 
تبریک ولادت امام علی و روز پدر
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ۱:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۳
 

سکان زمین و آسمان است علی

سلطان همه جهانیان است علی

گلواژه‌ی منشق از علی اعلاست

سرچشمه‌ی فیض بی‌کران است علی

میلاد مظهر علم، عزت، عدالت، سخاوت و شجاعت، اسدالله الغالب،

علی بن ابیطالب(ع)، مبارک باد.


 
comment نظرات ()
 
ساختار گل و تولید مثل
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٢/٧
 

گل ساختارهای زایشی انواع گیاهان نهاندانه است. نهاندانگان گیاهانی هستند که گل و میوه تولید می‌کنند. گلها معمولاً در هر دو جنس نر و ماده، و رنگ درخشان و جذاب برای جذب حشرات مشاهده می‌گردد، حشرات با حمل گرده به گلها در تولید مثل جنسی کمک می‌کنند. تمام گلها رنگارنگ نیستند، این گلها(گلهای فاقد جذابیت و ساده و غیررنگی) معمولاً برای گرده افشانی از باد استفاده می‌کنند.

اجزای گل:

گل شاخه‌ی تغییر شکل یافته‌ای است که نهنج معمولاً بخش زیرین آن می‌باشد. نهنج(B) در انواع گل به رنگ‌های مختلف دیده می‌شود. کاسبرگ‌ها ساختارهای برگ مانند اطراف گل هستند که عمل محافظت از گل قبل از شکوفایی را برعهده دارند. کاسبرگ‌ها(C) معمولاً سبز رنگ هستند. گلبرگ بخش رنگارنگ گل است که می‌تواند در جذب حشرات و حتی سایر حیوانات کوچک مانند موش، پرندگان و خفاش نقش داشته باشد. رنگ گلبرگ(D) درخشان و جاذب و در گیاهان مختلف متفاوت است. تمام گیاهان گلدار، گل دارند، اما در برخی از آنها رنگ گل جذاب نیست. گلبرگ در این گلها حذف یا کوچک شده است و گیاه برای گرده افشانی متکی بر باد یا آب است.

گل در هر دو جنس مرد و زن بخش تولید مثلی گیاه است. سازه تناسلی زن برچه یا Carpel نامیده می‌شود. برچه قسمتی از مادگی است که محتوی تخمک می باشد برچه‌ها ممکن است جدا از هم باشند مانند برچه‌های Ranunculusها و یا پیوسته به هم بوده و از اتحاد آنها تخمدانی چند خانه به وجود آید. در اغلب گلها چندین برچه باهم ترکیب شده به شکل یک مادگی مشاهده می‌گردد. مادگی(P) در رنگ‌های مختلف می‌تواند ایجاد گردد. مادگی دارای سه بخش قابل مشاهده می‌باشد. کلاله در بالای مادگی قرار دارد که اغلب چسبناک و بر روی آن گرده قرار می‌گیرد. رنگ کلاله(J) می‌تواند متفاوت باشد. خامه یا استیل لوله‌ای است که کلاله را به تخمدان متصل می‌کند. لوله گرده از طریق خامه در پایین این لوله به تخمک می‌رسد. تخمک‌ها، در تخمدان قرار دارند. گیاهان هر گونه تنها می تواند تخمک همان گونه را بارور نمایند، چون مواد شیمیایی ویژه‌ی هر گونه از باروری تخمک‌ها با گرده انواع دیگر جلوگیری می‌کند. خامه با(K)، تخمدان با(L) و تخمک با(O) در شکل زیر نمایش داده شده‌اند.

مادگی اندام ماده‌ی گل به شمار می‌آید و ممکن است از یک یا چند برچه تشکیل شده باشد که در حالت اول آن را ساده و در حالت دوم، مرکب می‌نامند. در مادگی مرکب ممکن است برچه‌ها از هم جدا(آلاله و توت‌فرنگی) و یا باهم پیوسته باشند مثل زنبق، پامچال، اطلسی.

هر برچه از سه بخش تخمدان، خامه، کلاله تشیکل شده‌است. تخمدان بخش میان تهی است که یک یا چند خانه دارد و تعداد برچه‌های مادگی مرکب اغلب به تعداد کلاله‌ها و تعداد خانه‌های تخمدان بستگی دارد. در درون تخمدان ساختارهایی به نام تخمک پدید می‌آیند. تخمک‌ها حامل گامت‌های ماده‌اند. به نحوه قرار گرفتن تخمک در درون تخمدان، تمکن می‌گویند. خامه بخش دراز و باریک برچه است که بین کلاله و تخمدان قرار دارد، خامه‌ها ممکن آزاد یا به هم متصل باشند.

در این صورت در وسط ستونی که از اتحاد خامه‌ها ایجاد می‌شود یک یا چند مجرا به وجود می‌آید و این مجاری در حقیقت راه عبور لوله گرده برای رسیدن به تخمک است، بخش انتهایی خامه را کلاله می‌گویند که معمولاً برجسته است و به شکل‌های مختلف ظاهر می‌شود. سطح کلاله اکثرا دارای یاخته‌های کرک مانند و کوتاهی است که در جذب و نگاهداری گرده موثرند کلاله بعضی از گیاهان مایعی چسبنده و قندی بنام مایع کلاله ترشح می‌کند. در گیاهانی که گرده افشانی به‌وسیله باد انجام می‌گیرد مانند تیره گندم کلاله منشعب و کرکدار است.

تخمک از سه بخش تشکیل شده است: بافت خورش که تمام یاخته‌های آن مریستمی هستند، اطراف خورش دو لایه بافت به شکل غلافی به‌طرف بالا رشد می‌کند و نوک خورش را دربرمی‌گیرد و فقط سوراخ کوچکی در انتها باز می‌ماند که آنرا سفت می‌نامند. دو لایه بافت پیرامون خورش را پوسته درونی و پوسته بیرونی می‌نامند.

جفت‌بندی تخمک و انواع آن:

جفت بندی کناری: در این جفت بندی تخمک‌ها در سطح داخلی تخمدان قرار می‌گیرند. در تخمدان لوبیا که از یک برچه تشکیل شده، تخمک‌ها در محل اتصال دو لبه برچه قرار دارند و در بنفشه که از سه برچه تشیل شده کنار هر برچه به کنار برچه دیگر متصل می‌شود و به این ترتیب مادگی سه برچه‌ای تک‌خانه به وجود می‌آید و تخمک‌ها در کناره تخمدان در محل اتصال برچه‌ها قرار می‌گیرند.

جفت بندی محوری: در این جفت بندی کناره‌های برچه‌های تشکیل دهنده مادگی در وسط تخمدان به یکدیگر پیوسته و محور میانی تخمدان را تشکیل می‌دهند. بنابراین به تعداد برچه‌ها در داخل تخمدان حفره به وجود می‌آید، و تخمک‌ها به صورت ردیف‌هایی در طول محور میانی قرار می‌گیرند، مانند گیاهان تیره سوسن.

جفت بندی مرکزی: این جفت بندی در مادگی‌های چند برچه و تک‌خانه پامچال وجود دارد. تخمک‌ها بر روی ستون آزاد در مرکز تخمدان که از رشد قاعده محل اتصال برچه‌ها حاصل آمده قرار می‌گیرند، مثل فلفل سبز و انگور فرنگی.

ساختار تناسلی نر:

پرچم اندام نر گیاهان در تولید مثل جنسی می‌باشد، که از دو قسمت میله و بساک تشکیل شده است. رنگ پرچم(H) متفاوت است. هر پرچم از یک بساک(A) که تولید گرده می‌کند، میله(F) که بساک را نگهداری می کند. گرده تولید شده بساک توسط حشرات یا حیوانات دیگر به مادگی منتقل می‌شود.

باروی گیاهان:

تولید مثل جنسی زمانی در گیاهان رخ می دهد که گرده از بساک به کلاله منتقل شود. گیاهان می‌توانند خود بارور(خود لقاح) و یا دگر بارور باشند. خود لقاحی زمانی رخ می دهد که گرده از بساک، تخمک همان گل را بارور کند. لقاح متقابل زمانی اتفاق می‌افتد که گرده به کلاله از یک گیاه کاملاً متفاوت منتقل شده باشد.

هنگامی که تخمک بارور شد، رشد و نمو کرده به دانه تبدیل می‌شود. گلبرگ پس از لقاح از بین می‌رود. دیواره تخمدان ممکن است توسعه یافته و قسمت خارجی میوه را تشکیل دهد. انواع بسیاری از میوه‌ها، از جمله سیب و پرتقال و هلو وجود دارد.میوه ساختار محصوری است که از دانه محافظت می‌کند. میوه در بذرها و لوبیا غلاف مانند هست. هنگامی که شما میوه را میل می‌کنید، در واقع از تخمدان گل استفاده می‌کنید.

منبع: http://www.biologycorner.com/worksheets/flower_coloring.html

ترجمه: بهزاد ناقل


 
comment نظرات ()
 
تسلیت شهادت حضرت زهرا(س)
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ٩:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱/٢٦
 

دل خورشید محک داشت؟ نداشت!

یا به او آینه شک داشت؟ نداشت!

آسمانی که فلک می‌بخشید احتیاجی به فدک داشت؟ نداشت!

غیر دیوار و در و آوارش، شانه‌ی وحی کمک داشت؟ نداشت!

مردم شهر به هم می‌گفتند در این خانه ترک داشت؟ نداشت!

شب شد و آینه‌ی ماه شکست! دست این مرد نمک داشت؟ نداشت!

تو بپرس از دل پرخون غمت! چهره‌ی یاس کتک داشت؟ نداشت! نداشت! نداشت! ...


 
comment نظرات ()
 
کودهای بیولوژیک
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ٥:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٠/٢٢
 

تاریخچه کودهای بیولوژیک(کودهای میکروبی)

در سال‌های گذشته به دلیل مصرف کودهای شیمیایی اثرات زیست محیطی متعددی از جمله انواع آلودگی‌های آب و خاک و مشکلاتی در خصوص سلامتی انسان و دیگر موجودات زنده به وجود آمد. سیاست کشاورزی پایدار و توسعه پایدار کشاورزی، متخصصین را بر آن داشت که هر چه بیشتر از موجودات زنده خاک در جهت تأمین نیازهای غذایی گیاه کمک بگیرند و بدین‌سان بود که تولید کود بیولوژیک آغاز شد.

البته مصرف کودهای بیولوژیک قدمت بسیار طولانی دارد. تولیدکنندگان محصولات برای تقویت زمین‌های کشاورزی، گیاهان تیره‌ای به نام لگومینوز را کشت می‌کردند و معتقد بودند که با کشت آن حاصلخیزی خاک افزایش پیدا می‌کند. در نوشته‌های تاریخی کاشت گیاه شبدر، باقلای مصری و... برای تقویت خاک‌ها گزارش شده است.

کودهای بیولوژیک مواد نگهدارنده‌ی میکروارگانیزم‌های مفید خاک می‌باشند که به طور متراکم و با تعداد بسیار زیاد در یک محیط کشت تولید شده‌اند. هدف از مصرف کودهای بیولوژیک، تقویت حاصلخیزی خاک و تأمین نیازهای غذایی گیاه است، گرچه ممکن است اثرات مفید دیگری نیز داشته باشند.

نخستین کود بیولوژیک با نام تجارتی نیتراژین تولید شد که در اواخر قرن نوزدهم مورد استفاده قرار گرفت و از آن تاریخ به بعد سایر کودهای بیولوژیک ساخته شدند.

ارگانیزم‌هایی که در تولید کودهای بیولوژیک مورد استفاده قرار می‌گیرند عمدتاً از خاک جداسازی می‌شوند، در شرایط آزمایشگاه در محیط‌های کشت مخصوص تکثیر و پرورش پیدا می‌کنند و بعد به صورت پودرهای بسته‌بندی شده و آماده، مصرف می‌شوند.

انواع کودهای بیولوژیک

مهم‌ترین کودهای بیولوژیک عبارتند از:

1) تثبیت کننده ازت هوا؛

2) قارچ‌های میکوریزی،
که با ریشه بعضی از گیاهان ایجاد همزیستی کرده و اثرات مفیدی ایجاد می‌کنند؛

3) میکروارگانیزم‌های حل کننده فسفات، که فسفات نامحلول خاک را به فسفر محلول و قابل جذب گیاه تبدیل می‌کنند؛

4) اکسید کننده گوگرد(تیوباسیلوس)، کودی که دارای باکتری تیوباسیلوس بوده و باعث اکسایش بیولوژیکی گوگرد می‌شود؛

5) کرم‌های خاکی، در تولید هوموس مورد استفاده قرار می‌گیرند و نوعی کود کمپوست به نام ورمی کمپوست (Wermy compost) تولید می‌کنند.


 
comment نظرات ()
 
تاریخچه تغذیه گیاهان
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/۱/٩
 

تغذیه گیاهی علمی است که به چگونگی تامین نیازهای غذایی گیاهان به منظور افزایش کمیّـت و کیفیـت محصولات می‌پردازد. تغذیه، علم تامین نیازهای غذایی گیاه، جذب مواد غذایی و استفاده از آن‌ها در متابولیسم گیاهی است. این علم قدمتی طولانی دارد؛ قدمت علم تغذیه گیاهی به زمان شروع کشاورزی بر می‌گردد، بر این اساس انسان‌های اولیه متوجه شدند که بعد از چند دوره کشت و کار، خاک مورد استفاده فقیر شده و محصولات بعدی مانند محصولات اولیه رشد و تولید خوبی نخواهند داشت. چنانچه موادی مانند کود حیوانی و خاکستر به خاک اضافه شود، خاک تقویت می‌شود. در زمان‌های قدیم به دلیل آن که تحقیقات به صورت تجربی یا عملی وجود نداشت یافته‌های انسان حالت تجربی به خود گرفت. بنابراین بشر از زمانی که به رشد گیاهان همت گماشت تامین نیازهای غذایی گیاهان را در مد نظر داشت تا این‌که 350 سال قبل از میلاد ارسطو تئوری هوموس را ارائه داد. نظریه هوموس ارسطو در ارتباط با انسجام علم تغذیه گیاه یکی از نظریه‌های مطرح بود. بر طبق این نظریه، گیاهان به وسیله ریشـه خود هوموس را از خاک جذب می‌کنند، و بعد از بین رفتن گیاه هوموس به خاک برمی‌گردد و این چرخه ادامه دارد. هوموس ماده‌ای است سیاه رنگ، مقاوم به تجزیه و در اثر تجزیه ماده آلی در خاک، حاصل می‌شود و تاثیر بسیار مثبتی در خصوصیات خاک، رشد و تغذیه گیاه دارد.
نظریه هوموس ارسطو سالیان سال مورد قبول واقع شد تا این‌که در سال 1643 میلادی محققی به نام وان هلمونت آزمایش مشهور با درخت بید را که گاهی از آن به عنوان نخستین آزمایش دقیق پیرامون فیزیولوژی گیاهی یاد می‌شود، انجام داد. او قلمه بیدی را در گلدانی کاشت و آن را پنج سال با آب باران آبیاری کرد. وزن قلمه در آغاز آزمایش 25/2 کیلوگرم بود اما پس از پنج سال به 72/76 کیلوگرم رسید. او طی این مدت روی گلدان را با پوشش آهنی سوراخ‌داری پوشانده بود و در پایان پنج سال خاک آن را خشک و سپس وزن کرد. از وزن آن فقط 6/56 گرم کاسته شده بود(این مقدار اندک توسط هلمونت خطای آزمایش فرض گردید). بنابراین وان هلمونت نتیجه گرفت ماده سازنده پیکر گیاهان از خاک به دست نمی‌آید. هلمونت به این نتیجه غلط دست پیدا کرد که توده زنده درخت نه از دی اکسیدکربن بلکه از آب بارانی به دست آمده که به گلدان افزوده شده است. اما آیا او در طراحی آزمایش خود اشتباهی داشت؟ چنین به نظر نمی‌رسد! آزمایش او بسیار دقیق و کنترل شده بود که به نتیجه‌گیری نادرستی انجامید. امروزه می‌دانیم حجم عمده توده گیاه از دی اکسید کربن به دست می‌آید. اما
این حقیقت علمی در آن زمان به طور کامل ناشناخته بود. در واقع واژه «گاز» نیز سال‌ها
بعد توسط خود وان هلمونت ابداع شد و در سال 1727 میلادی استفن هلز نشان داد که نوعی گاز در رشد گیاهان دخالت دارد.

در واقع هلمونت با آزمایش خود منکر نقش خاک در رشد گیاهان نشد بلکه فقط نشان داد افزایش وزن گیاه با آب دریافتی گیاه ارتباط دارد نه با خاکی که گیاه در آن پرورش می‌یابد. نتیجه‌گیری او امروزه نیز پذیرفتنی است. توده گیاهی حاصل ساختن مولکول‌هایی است که از ترکیب هیدروژن‌های مولکول آب با دی اکسید کربن به دست می‌آید و هر چند عناصر موجود در خاک نقش اساسی در رشد و نمو گیاه دارند، در وزن گیاه کم‌ترین تاثیر را دارند.

آزمایشات انجام شده فوق تا آغاز قرن نوزدهم، تصویر روشنی را در ارتباط با برنامه‌های آینده ارایه نداد. در سال 1804، تئودر دسوسر، فیزیکدانان سوئیسی، از راه آزمایشات خود نیاز حیاتی گیاه را به گاز دی اکسید کربن مشخص نمود. او خاک را بخش ضروری غذایی گیاه معرفی کرد. بنابراین اولین کسی است که وابستگی اجتناب ناپذیر گیاه به عناصر معدنی جذب شده به‌وسیله ریشه را مطرح نموده است. او عنوان نمود که عناصر موجود در آب همانند کربن در گیاه تثبیت می‌شوند و در غیاب نیترات و مواد معدنی تغذیه‌ی گیاه طبیعی نیست و ازت گیاه از هوا نبوده بلکه از خاک است. در قرن نوزدهم دانشمندان به‌وسیله‌ی آزمایش‌هایی که انجام دادند، دریافتند که عناصر مختلف مورد نیاز گیاه عمدتاً از طریق خاک جذب گیاه می‌شوند و با اضافه کردن کود به خاک می‌توان کمبود این عناصر غذایی را در گیاه جبران کرد.

با مطالعه تاریخچه‌ی کوتاهی که در مورد علم تغذیه گیاهی بیان کردیم می‌توان به اهمیت این علم در توسعه و گسترش کشاورزی مدرن پی برد؛ در شرایط حاضر کشاورزی ایران و جهان، با توجه به کاهش و از دست رفتن زمین‌های مرغوب و مناسب کشاورزی، به نظر می‌رسد تنها راه پیش‌رو یا یکی از مهم‌ترین راه‌ها افزایش عملکرد در واحد سطح باشد. که این امر تحقق نمی‌یابد جز با پرداختن به مباحثی مانند تغذیه گیاه و کاربردی کردن این علم در مزارع و به تعبیری دیگر سرمایه گذاری درون خاک. در این زمینه هدف تغذیه گیاهان در کشاورزی ارگانیک و مدرن با تغذیه گیاهان در کشاورزی رایج متفاوت است. هدف کشاورزی سنتی تامین مستقیم غذای گیاهان با استفاده از کودهای معدنی محلول است؛ ولی کشاورزان ارگانیک گیاهان را بطور مستقیم با تغذیه ارگانیسم‌های خاک با مواد ارگانیک تغذیه می‌نمایند.


 
comment نظرات ()
 
انواع ریشه نابجا
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٦
 

1- ریشه‌های زیرزمینی(Underground Root)

2- ریشه‌های هوایی(Aerial Root)

2- الف) ریشه‌های صعود کننده(Climbing roots)

2- ب) ریشه‌های انگلی(Parasitic roots)

2- ج) ریشه‌های فتو سنتزکننده(Photosynthetic roots)

2- د) ریشه‌های نگاهدارنده(Stilt roots)

2- هـ) ریشه‌های شمعی(Prop or Pillar roots)

تعریف: ریشه‌های نابجا ریشه‌هایی هستند که منشا آنها ریشه‌چه جنینی نیست و از قسمت‌های دیگر گیاه منشا می‌گیرند. ریشه‌های نابجا را می‌توان به دو دسته تقسیم نمود. که عبارتند از:

1- ریشه‌های زیر زمینی(UndergroundRoot): این ریشه‌ها در زیرزمین قرار دارند. ریشه گیاهان تک‌لپه‌ای و برخی از دولپه‌ای‌ها در این گروه قرار دارند. از تغییرات عمده ریشه‌های نابجای زیرزمینی می‌توان غده‌ای شدن را نام بردکه در گیاهانی چون مارچوبه Asparagus officinalis و کوکب Dahlia sp. دیده می‌شود. این ریشه ها را ریشه‌های غده‌ای RootsTuber می نامند.

2- ریشه‌های هوایی(Aerial Root): این ریشه‌ها بالاتر از سطح خاک و روی اندام‌های هوایی(ساقه) تولید می‌شوند. از مهمترین انواع ریشه‌های هوایی می‌توان انواع زیر را نام برد:

2- الف) ریشه‌های صعود کننده(Climbing roots): برخی از گیاهان بالا رونده مثل عشقه Hedera helix و پیچ اناری Tecoma sp. به کمک ریشه‌های ویژه از قیم بالا می‌روند. این ریشه‌ها معمولاً در بخش‌های سطحی قیم فرو می‌روند و فقط عمل تثبیت گیاه را به عهده دارند. این ریشه به ریشه‌های صعود کننده موسومند.

2- ب) ریشه‌های انگلی(Parasitic roots): این ریشه‌ها درگیاهان انگلی مثل دارواش Vischum album، موخور Loranthus sp. و سس Cuscuta sp. وجود دارند. ریشه‌های انگل در پیکر میزبان فرو می‌روند وآب، املاح و یا مواد فتوسنتزی را جذب می‌کنند. این ریشه ها را گاهی مکینه Haustorium نامیده‌اند.

2- ج) ریشه‌های فتوسنتز کننده(Photosynthetic roots): در برخی از ا رکیده‌های Orchid  اپی‌فیت ریشه‌هایی وجود دارد که سبز رنگ بوده قادر به انجام عمل فتوسنتز هست. این ریشه‌ها به ریشه‌های فتوسنتز کننده معروفند.

2- د) ریشه‌های نگاهدارنده(Stilt roots): در گیاهانی مانند نی Phragmites communis، نیشکرSaccharum officinarum، ذرت Zea mayze و پاندانوس Pandanus ریشه‌هایی وجود دارد که از بخش‌های نزدیک به خاک ساقه اصلی خارج شده در خاک فرو می‌رود و در قائم ماندن ساقه آن را کمک می‌نماید. این ریشه‌ها ریشه‌های نگاهدارنده نام دارند.

2- هـ) ریشه‌های شمعی(Prop or Pillar roots): این ریشه ها در لور(مکر زن) Ficus bengalensis و انجیر معابد Ficus religusaوجود دارد. در این گیاهان از شاخه های درخت ریشه‌هایی تولید می شود که در زمین فرو می‌روند و از شکسته شدن شاخه‌ها محافظت می‌کنند. این ریشه‌ها بعداً ضخیم شده و شبیه به تنه می‌شوند. بدین ترتیب به نظر می‌رسد که چنین درختانی دارای چندین تنه هستند. این ریشه را ریشه‌های شمعی می نامند.


 
comment نظرات ()
 
با سلام
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٧/۳٠
 

به زودی مطلب جدید ارسال می‌کنم


 
comment نظرات ()
 
خشک کردن Dehydration/Drying گیاهان دارویی
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
 

اگرچه خارج نمودن آب اضافی موجود در بافت‌های اندام مورد نظر از اهداف خشک کردن است، امّا باید توجه داشت که در زمان انجام فرآیند باید میزان مناسبی از رطوبت درون بافت گیاه باقی گذارده شود. خارج کردن تمامی آب موجود در بافت گیاه، موجبات صدمه دیدگی مواد موثره را فراهم می‌آورد. بنابراین در زمان خشک کردن باید بر حسب نوع اندام مورد استفاده و عوامل دیگر، از روش و متد صحیح خشک کردن استفاده کرده و از سوی دیگر میزان رطوبت موجود در اندام را نیز در نظر داشت. با این توضیحات، خشک کردن به عنوان کاهش مقدار رطوبت موجود در اندام به شیوه صحیح و علمی به طوری که بتوان محصول را برای مدتی بدون خطر نگهداری نمود، تعریف می‌گردد. روشی که از آن در خشک کردن محصول استفاده می‌شود به میزان و نوع رطوبت موجود در اندام گیاه از لحاظ ماهیّت پیوندهای شیمیایی بستگی دارد. بر این اساس رطوبت به سه شکل مختلف در گیاهان موجود می‌باشد:

1- رطوبت شیمیایی: این نوع از رطوبت گیاه اصطلاحاً «رطوبت ملکولی» نیز نامیده می‌شود و در حقیقت شامل یک لایه تک ملکولی از آب موسوم به «تک لایه بِت»(BET Monolayer) می‌باشد، که با انرژی بسیار زیادی توسط ذرات کلوئیدی موجود در اندام جذب شده است. از آنجا که ملکول‌های آب در این حالت دارای انرژی زیادی هستند، خارج ساختن این رطوبت از گیاه مستلزم مصرف انرژی زیادی است؛ چنانچه برای خروج آن باید پیکر گیاه متلاشی شده و در واقع گیاه سوزانیده شود. این رطوبت در فرآیند عادی خشک کردن جدا نمی‌شود. از همین رو در طی عملیّات خشک کردن گیاهان دارویی، هدف خارج ساختن این نوع رطوبت از گیاه نمی‌باشد.

2- رطوبت فیزیکی- شیمیایی: این نوع از رطوبت بر حسب میزان انرژی بین ملکولی به دو دسته رطوبت چسبنده(آب هیگروسکوپیک) و رطوبت پیوسته(آب آغشته) تقسیم می‌گردد.

2-1- رطوبت چسبنده: انرژی موجود بین ملکول‌های آب در این نوع از رطوبت به نسبت زیاد می‌باشد و در زمان خشک کردن نمی‌توان به سادگی آن را از گیاه خارج نمود.

2-2- آب پیوسته: این نوع رطوبت در گیاه دارای انرژی بین ملکولی ضعیف‌تری بوده و به همان نسبت به سادگی از پیکر گیاه خارج می‌شود.

3- رطوبت مکانیکی: رطوبت مکانیکی در حقیقت همان آب آزاد با خصوصیّات آب معمولی درون پیکر گیاه بوده و به واسطه میزان انرژی پایین آن به راحتی نیز از گیاه خارج می‌گردد. میزان رطوبت مکانیکی در گیاه به اختلاف پتانسیل آب () میان سلول‌های گیاه و کلوئیدهای خاک وابسته است. بر اساس روابط آبی موجود میان دو سیستم مجاور، جهت حرکت آب در دو سیستم توسط پتانسیل اسمزی میان آنها تعیین می‌گردد. مقدار انرژی آب در یک سیستم به طور معمول در بیشترین مقدار خود مساوی صفر بوده و به تدریج با حرکت از سمت صفر به سوی اعداد منفی از میزان انرژی آب کاسته خواهد شد. به عبارت دیگر در صورتی‌که انرژی آب موجود در سیستم (A) بیش از انرژی آب موجود در سیستم (B) باشد، در اینصورت آب همواره از سیستم (A) به سمت سیستم (B) در جریان خواهد بود. در صورتی‌که انرژی آب در پیکر گیاه نسبت به انرژی آب موجود در کلوئیدهای خاک از مقدار عددی منفی‌تری برخوردار باشد، در صورت فراهم بودن رطوبت کافی در خاک، جذب آب در گیاه با سهولت بیشتری صورت می‌پذیرد، و لذا میزان این نوع رطوبت نیز در گیاه افزایش خواهد یافت. با توجه به توضیحات ارائه شده خاطر نشان می‌گردد که در طی فرآیند خشک کردن گیاه، هدف خارج ساختن رطوبت پیوسته و مکانیکی از درون گیاه می‌باشد.


 
comment نظرات ()
 
کنترل کیفی گیاهان دارویی
نویسنده : بهزاد ناقل - ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
 

1- تمیزی و یکنواختی محصول(Cleanliness): این فاکتور نشان دهنده میزان اختلاط اندام تولید شده با مواد خارجی و غیر دارویی نظیر آلودگی به حشرات مختلف و یا وجود پیکر مواد اضافه و غیر آلی در محصول است. برای این منظور معمولاً از آزمون‌های فیزیکی مختلف نظیر بکارگیری میکروسکوپ‌های مناسب استفاده می‌گردد. از این‌رو برای تعیین کمّی این ویژگی معمولاً از میکروسکوپ‌های دارای بزرگنمایی (30×) استفاده می‌شود.

2- میزان خاکستر(Ash level): این پارامتر میزان ناخالصی‌های محصول را مشخص می‌سازد. میزان خاکستر محصول عمدتاً از طریق سوزاندن نمونه و برآورد خاکستر بر جای مانده از آن محاسبه می‌گردد.

3- میزان شن(Acid insoluble ash: AIA or Sand content): میزان شن نمونه نشان دهنده مقدار اختلاط محصول با مواد خارجی غیر آلی نظیر شن می‌باشد. محتوای بالای شن در نمونه، آن‌را از نظر کیفی در سطح نازلی قرار داده و از ارزش آن به مقدار زیادی خواهد کاست.

4- آلودگی به پاتوژن و میکروارگانیسم‌ها(Microbiological measures): گیاهان رشد یافته در فضای آزاد معمولاً حاوی مقادیر متفاوتی از میکروارگانیسم‌های مضرّ و یا غیر مضرّ هستند. روش‌های متفاوتی برای برآورد میزان آلودگی نمونه به این نوع عوامل میکروبی وجود دارد.

5- بقایای سموم و ترکیبات سمّی(Pesticides/Toxins level): سموم گیاهی بویژه آفلاتوکسین‌ها و اُکراتوکسین‌های نوع(A) تولید شده توسط انواع مختلف قارچ‌های بیماری‌زا یکی از موارد مورد بحث در اندازه­گیری‌های کیفی گیاهان دارویی هستند. استفاده از(HPLC) یکی از مرسوم‌ترین روش‌های ارزیابی میزان آلودگی محصول به این سموم است. برای اندازه گیری میزان باقیمانده آفت‌کُش‌ها در گیاهان دارویی بسته به نوع ماده شیمیایی مورد نظر، از روش‌های(GC) و یا(HPLC) استفاده می‌گردد.

6- اندازه ذرات خرد شده(Mesh/Particle size): بسیاری از گیاهانی که از آنها به عنوان ادویه استفاده می‌گردد، باید به منظور توزیع و پخش ساده‌تر و بهتر در محصول غذایی نهایی، به صورت پودر شده درآیند. به علاوه خرد کردن این گیاهان در پخش بهتر رایحه آنها موثر است. بر این اساس اندازه ذرات خرد شده این گیاهان در ارزیابی‌های کیفی محصول مورد نظر همواره مدّ نظر بوده است. برای این منظور باید در حدود 95 درصد محصول از یک غربال دارای اندازه استاندارد گذر کند تا محصول از نظر کیفی مورد تایید قرار گیرد.

7- درصد رطوبت(Moisture content): تعیین میزان رطوبت و بنا به تعریفی دیگر میزان رطوبت مفید (Water availability: Aw) نمونه از مهمترین فرآیندهای کنترل کیفی محصولات دارویی است. مقدار استاندارد این پارامتر در حد 6/0 برآورد شده است. اندازه‌گیری میزان رطوبت نمونه یکی از مهمترین بخش‌های کنترل کیفی است، چراکه رطوبت، درصد بسیار زیادی از وزن نمونه را به خود اختصاص می‌دهد. از سوی دیگر وزن نمونه یکی از مهم‌ترین ملاک‌های تعیین قیمت محصول می‌باشد. بنابراین رطوبت در نمونه نباید از سطح قابل قبولی بیشتر باشد. این امر زمانی ارزش و اهمیّت خود را بیشتر نمایان می‌سازد که محصول از قیمت پایه زیادی برخوردار باشد و بعلاوه در مقیاس زیادی معامله گردد. در این‌صورت وجود حتی یک درصد رطوبت اضافه در محصول نیز تاثیر زیادی بر قیمت آن بر جای خواهد گذارد. به طور کلی میزان رطوبت استاندارد در محصول بر حسب نوع محصول متفاوت است، امّا این میزان باید در حدّی باشد که به ارزش ترکیبات شیمیایی موجود در محصول صدمه­ای وارد نگردد. در مجموع و با در نظر گرفتن کلیّه ملاحظات، سطح رطوبت قابل قبول محصول در حدود 12-11 درصد در نظر گرفته می‌شود. اگرچه مقادیر کمتری(10-5 درصد) نیز در منابع ذکر شده اند. این امر بویژه در مورد محصولاتی که جاذب رطوبت هستند و یا در معرض آن به سرعت کیفیّت خود را از دست می‌دهند مصداق بیشتری می‌یابد.


 
comment نظرات ()
 
← صفحه بعد