تغذیه گیاهی علمی است که به چگونگی تامین نیازهای غذایی گیاهان به منظور افزایش کمیّـت و کیفیـت محصولات میپردازد. تغذیه، علم تامین نیازهای غذایی گیاه، جذب مواد غذایی و استفاده از آنها در متابولیسم گیاهی است. این علم قدمتی طولانی دارد؛ قدمت علم تغذیه گیاهی به زمان شروع کشاورزی بر میگردد، بر این اساس انسانهای اولیه متوجه شدند که بعد از چند دوره کشت و کار، خاک مورد استفاده فقیر شده و محصولات بعدی مانند محصولات اولیه رشد و تولید خوبی نخواهند داشت. چنانچه موادی مانند کود حیوانی و خاکستر به خاک اضافه شود، خاک تقویت میشود. در زمانهای قدیم به دلیل آن که تحقیقات به صورت تجربی یا عملی وجود نداشت یافتههای انسان حالت تجربی به خود گرفت. بنابراین بشر از زمانی که به رشد گیاهان همت گماشت تامین نیازهای غذایی گیاهان را در مد نظر داشت تا اینکه 350 سال قبل از میلاد ارسطو تئوری هوموس را ارائه داد. نظریه هوموس ارسطو در ارتباط با انسجام علم تغذیه گیاه یکی از نظریههای مطرح بود. بر طبق این نظریه، گیاهان به وسیله ریشـه خود هوموس را از خاک جذب میکنند، و بعد از بین رفتن گیاه هوموس به خاک برمیگردد و این چرخه ادامه دارد. هوموس مادهای است سیاه رنگ، مقاوم به تجزیه و در اثر تجزیه ماده آلی در خاک، حاصل میشود و تاثیر بسیار مثبتی در خصوصیات خاک، رشد و تغذیه گیاه دارد. نظریه هوموس ارسطو سالیان سال مورد قبول واقع شد تا اینکه در سال 1643 میلادی محققی به نام وان هلمونت آزمایش مشهور با درخت بید را که گاهی از آن به عنوان نخستین آزمایش دقیق پیرامون فیزیولوژی گیاهی یاد میشود، انجام داد. او قلمه بیدی را در گلدانی کاشت و آن را پنج سال با آب باران آبیاری کرد. وزن قلمه در آغاز آزمایش 25/2 کیلوگرم بود اما پس از پنج سال به 72/76 کیلوگرم رسید. او طی این مدت روی گلدان را با پوشش آهنی سوراخداری پوشانده بود و در پایان پنج سال خاک آن را خشک و سپس وزن کرد. از وزن آن فقط 6/56 گرم کاسته شده بود(این مقدار اندک توسط هلمونت خطای آزمایش فرض گردید). بنابراین وان هلمونت نتیجه گرفت ماده سازنده پیکر گیاهان از خاک به دست نمیآید. هلمونت به این نتیجه غلط دست پیدا کرد که توده زنده درخت نه از دی اکسیدکربن بلکه از آب بارانی به دست آمده که به گلدان افزوده شده است. اما آیا او در طراحی آزمایش خود اشتباهی داشت؟ چنین به نظر نمیرسد! آزمایش او بسیار دقیق و کنترل شده بود که به نتیجهگیری نادرستی انجامید. امروزه میدانیم حجم عمده توده گیاه از دی اکسید کربن به دست میآید. اما این حقیقت علمی در آن زمان به طور کامل ناشناخته بود. در واقع واژه «گاز» نیز سالها بعد توسط خود وان هلمونت ابداع شد و در سال 1727 میلادی استفن هلز نشان داد که نوعی گاز در رشد گیاهان دخالت دارد.
در واقع هلمونت با آزمایش خود منکر نقش خاک در رشد گیاهان نشد بلکه فقط نشان داد افزایش وزن گیاه با آب دریافتی گیاه ارتباط دارد نه با خاکی که گیاه در آن پرورش مییابد. نتیجهگیری او امروزه نیز پذیرفتنی است. توده گیاهی حاصل ساختن مولکولهایی است که از ترکیب هیدروژنهای مولکول آب با دی اکسید کربن به دست میآید و هر چند عناصر موجود در خاک نقش اساسی در رشد و نمو گیاه دارند، در وزن گیاه کمترین تاثیر را دارند.
آزمایشات انجام شده فوق تا آغاز قرن نوزدهم، تصویر روشنی را در ارتباط با برنامههای آینده ارایه نداد. در سال 1804، تئودر دسوسر، فیزیکدانان سوئیسی، از راه آزمایشات خود نیاز حیاتی گیاه را به گاز دی اکسید کربن مشخص نمود. او خاک را بخش ضروری غذایی گیاه معرفی کرد. بنابراین اولین کسی است که وابستگی اجتناب ناپذیر گیاه به عناصر معدنی جذب شده بهوسیله ریشه را مطرح نموده است. او عنوان نمود که عناصر موجود در آب همانند کربن در گیاه تثبیت میشوند و در غیاب نیترات و مواد معدنی تغذیهی گیاه طبیعی نیست و ازت گیاه از هوا نبوده بلکه از خاک است. در قرن نوزدهم دانشمندان بهوسیلهی آزمایشهایی که انجام دادند، دریافتند که عناصر مختلف مورد نیاز گیاه عمدتاً از طریق خاک جذب گیاه میشوند و با اضافه کردن کود به خاک میتوان کمبود این عناصر غذایی را در گیاه جبران کرد.
با مطالعه تاریخچهی کوتاهی که در مورد علم تغذیه گیاهی بیان کردیم میتوان به اهمیت این علم در توسعه و گسترش کشاورزی مدرن پی برد؛ در شرایط حاضر کشاورزی ایران و جهان، با توجه به کاهش و از دست رفتن زمینهای مرغوب و مناسب کشاورزی، به نظر میرسد تنها راه پیشرو یا یکی از مهمترین راهها افزایش عملکرد در واحد سطح باشد. که این امر تحقق نمییابد جز با پرداختن به مباحثی مانند تغذیه گیاه و کاربردی کردن این علم در مزارع و به تعبیری دیگر سرمایه گذاری درون خاک. در این زمینه هدف تغذیه گیاهان در کشاورزی ارگانیک و مدرن با تغذیه گیاهان در کشاورزی رایج متفاوت است. هدف کشاورزی سنتی تامین مستقیم غذای گیاهان با استفاده از کودهای معدنی محلول است؛ ولی کشاورزان ارگانیک گیاهان را بطور مستقیم با تغذیه ارگانیسمهای خاک با مواد ارگانیک تغذیه مینمایند.
نظرات ()1- ریشههای زیرزمینی(Underground Root)
2- ریشههای هوایی(Aerial Root)
2- الف) ریشههای صعود کننده(Climbing roots)
2- ب) ریشههای انگلی(Parasitic roots)
2- ج) ریشههای فتو سنتزکننده(Photosynthetic roots)
2- د) ریشههای نگاهدارنده(Stilt roots)
2- هـ) ریشههای شمعی(Prop or Pillar roots)
تعریف: ریشههای نابجا ریشههایی هستند که منشا آنها ریشهچه جنینی نیست و از قسمتهای دیگر گیاه منشا میگیرند. ریشههای نابجا را میتوان به دو دسته تقسیم نمود. که عبارتند از:
1- ریشههای زیر زمینی(UndergroundRoot): این ریشهها در زیرزمین قرار دارند. ریشه گیاهان تکلپهای و برخی از دولپهایها در این گروه قرار دارند. از تغییرات عمده ریشههای نابجای زیرزمینی میتوان غدهای شدن را نام بردکه در گیاهانی چون مارچوبه Asparagus officinalis و کوکب Dahlia sp. دیده میشود. این ریشه ها را ریشههای غدهای RootsTuber می نامند.
2- ریشههای هوایی(Aerial Root): این ریشهها بالاتر از سطح خاک و روی اندامهای هوایی(ساقه) تولید میشوند. از مهمترین انواع ریشههای هوایی میتوان انواع زیر را نام برد:
2- الف) ریشههای صعود کننده(Climbing roots): برخی از گیاهان بالا رونده مثل عشقه Hedera helix و پیچ اناری Tecoma sp. به کمک ریشههای ویژه از قیم بالا میروند. این ریشهها معمولاً در بخشهای سطحی قیم فرو میروند و فقط عمل تثبیت گیاه را به عهده دارند. این ریشه به ریشههای صعود کننده موسومند.
2- ب) ریشههای انگلی(Parasitic roots): این ریشهها درگیاهان انگلی مثل دارواش Vischum album، موخور Loranthus sp. و سس Cuscuta sp. وجود دارند. ریشههای انگل در پیکر میزبان فرو میروند وآب، املاح و یا مواد فتوسنتزی را جذب میکنند. این ریشه ها را گاهی مکینه Haustorium نامیدهاند.
2- ج) ریشههای فتوسنتز کننده(Photosynthetic roots): در برخی از ا رکیدههای Orchid اپیفیت ریشههایی وجود دارد که سبز رنگ بوده قادر به انجام عمل فتوسنتز هست. این ریشهها به ریشههای فتوسنتز کننده معروفند.
2- د) ریشههای نگاهدارنده(Stilt roots): در گیاهانی مانند نی Phragmites communis، نیشکرSaccharum officinarum، ذرت Zea mayze و پاندانوس Pandanus ریشههایی وجود دارد که از بخشهای نزدیک به خاک ساقه اصلی خارج شده در خاک فرو میرود و در قائم ماندن ساقه آن را کمک مینماید. این ریشهها ریشههای نگاهدارنده نام دارند.
2- هـ) ریشههای شمعی(Prop or Pillar roots): این ریشه ها در لور(مکر زن) Ficus bengalensis و انجیر معابد Ficus religusaوجود دارد. در این گیاهان از شاخه های درخت ریشههایی تولید می شود که در زمین فرو میروند و از شکسته شدن شاخهها محافظت میکنند. این ریشهها بعداً ضخیم شده و شبیه به تنه میشوند. بدین ترتیب به نظر میرسد که چنین درختانی دارای چندین تنه هستند. این ریشه را ریشههای شمعی می نامند.
نظرات ()به زودی مطلب جدید ارسال میکنم
نظرات ()اگرچه خارج نمودن آب اضافی موجود در بافتهای اندام مورد نظر از اهداف خشک کردن است، امّا باید توجه داشت که در زمان انجام فرآیند باید میزان مناسبی از رطوبت درون بافت گیاه باقی گذارده شود. خارج کردن تمامی آب موجود در بافت گیاه، موجبات صدمه دیدگی مواد موثره را فراهم میآورد. بنابراین در زمان خشک کردن باید بر حسب نوع اندام مورد استفاده و عوامل دیگر، از روش و متد صحیح خشک کردن استفاده کرده و از سوی دیگر میزان رطوبت موجود در اندام را نیز در نظر داشت. با این توضیحات، خشک کردن به عنوان کاهش مقدار رطوبت موجود در اندام به شیوه صحیح و علمی به طوری که بتوان محصول را برای مدتی بدون خطر نگهداری نمود، تعریف میگردد. روشی که از آن در خشک کردن محصول استفاده میشود به میزان و نوع رطوبت موجود در اندام گیاه از لحاظ ماهیّت پیوندهای شیمیایی بستگی دارد. بر این اساس رطوبت به سه شکل مختلف در گیاهان موجود میباشد:
1- رطوبت شیمیایی: این نوع از رطوبت گیاه اصطلاحاً «رطوبت ملکولی» نیز نامیده میشود و در حقیقت شامل یک لایه تک ملکولی از آب موسوم به «تک لایه بِت»(BET Monolayer) میباشد، که با انرژی بسیار زیادی توسط ذرات کلوئیدی موجود در اندام جذب شده است. از آنجا که ملکولهای آب در این حالت دارای انرژی زیادی هستند، خارج ساختن این رطوبت از گیاه مستلزم مصرف انرژی زیادی است؛ چنانچه برای خروج آن باید پیکر گیاه متلاشی شده و در واقع گیاه سوزانیده شود. این رطوبت در فرآیند عادی خشک کردن جدا نمیشود. از همین رو در طی عملیّات خشک کردن گیاهان دارویی، هدف خارج ساختن این نوع رطوبت از گیاه نمیباشد.
2- رطوبت فیزیکی- شیمیایی: این نوع از رطوبت بر حسب میزان انرژی بین ملکولی به دو دسته رطوبت چسبنده(آب هیگروسکوپیک) و رطوبت پیوسته(آب آغشته) تقسیم میگردد.
2-1- رطوبت چسبنده: انرژی موجود بین ملکولهای آب در این نوع از رطوبت به نسبت زیاد میباشد و در زمان خشک کردن نمیتوان به سادگی آن را از گیاه خارج نمود.
2-2- آب پیوسته: این نوع رطوبت در گیاه دارای انرژی بین ملکولی ضعیفتری بوده و به همان نسبت به سادگی از پیکر گیاه خارج میشود.
3- رطوبت مکانیکی: رطوبت مکانیکی در حقیقت همان آب آزاد با خصوصیّات آب معمولی درون پیکر گیاه بوده و به واسطه میزان انرژی پایین آن به راحتی نیز از گیاه خارج میگردد. میزان رطوبت مکانیکی در گیاه به اختلاف پتانسیل آب (wψ) میان سلولهای گیاه و کلوئیدهای خاک وابسته است. بر اساس روابط آبی موجود میان دو سیستم مجاور، جهت حرکت آب در دو سیستم توسط پتانسیل اسمزی میان آنها تعیین میگردد. مقدار انرژی آب در یک سیستم به طور معمول در بیشترین مقدار خود مساوی صفر بوده و به تدریج با حرکت از سمت صفر به سوی اعداد منفی از میزان انرژی آب کاسته خواهد شد. به عبارت دیگر در صورتیکه انرژی آب موجود در سیستم (A) بیش از انرژی آب موجود در سیستم (B) باشد، در اینصورت آب همواره از سیستم (A) به سمت سیستم (B) در جریان خواهد بود. در صورتیکه انرژی آب در پیکر گیاه نسبت به انرژی آب موجود در کلوئیدهای خاک از مقدار عددی منفیتری برخوردار باشد، در صورت فراهم بودن رطوبت کافی در خاک، جذب آب در گیاه با سهولت بیشتری صورت میپذیرد، و لذا میزان این نوع رطوبت نیز در گیاه افزایش خواهد یافت. با توجه به توضیحات ارائه شده خاطر نشان میگردد که در طی فرآیند خشک کردن گیاه، هدف خارج ساختن رطوبت پیوسته و مکانیکی از درون گیاه میباشد.
نظرات ()1- تمیزی و یکنواختی محصول(Cleanliness): این فاکتور نشان دهنده میزان اختلاط اندام تولید شده با مواد خارجی و غیر دارویی نظیر آلودگی به حشرات مختلف و یا وجود پیکر مواد اضافه و غیر آلی در محصول است. برای این منظور معمولاً از آزمونهای فیزیکی مختلف نظیر بکارگیری میکروسکوپهای مناسب استفاده میگردد. از اینرو برای تعیین کمّی این ویژگی معمولاً از میکروسکوپهای دارای بزرگنمایی (30×) استفاده میشود.
2- میزان خاکستر(Ash level): این پارامتر میزان ناخالصیهای محصول را مشخص میسازد. میزان خاکستر محصول عمدتاً از طریق سوزاندن نمونه و برآورد خاکستر بر جای مانده از آن محاسبه میگردد.
3- میزان شن(Acid insoluble ash: AIA or Sand content): میزان شن نمونه نشان دهنده مقدار اختلاط محصول با مواد خارجی غیر آلی نظیر شن میباشد. محتوای بالای شن در نمونه، آنرا از نظر کیفی در سطح نازلی قرار داده و از ارزش آن به مقدار زیادی خواهد کاست.
4- آلودگی به پاتوژن و میکروارگانیسمها(Microbiological measures): گیاهان رشد یافته در فضای آزاد معمولاً حاوی مقادیر متفاوتی از میکروارگانیسمهای مضرّ و یا غیر مضرّ هستند. روشهای متفاوتی برای برآورد میزان آلودگی نمونه به این نوع عوامل میکروبی وجود دارد.
5- بقایای سموم و ترکیبات سمّی(Pesticides/Toxins level): سموم گیاهی بویژه آفلاتوکسینها و اُکراتوکسینهای نوع(A) تولید شده توسط انواع مختلف قارچهای بیماریزا یکی از موارد مورد بحث در اندازهگیریهای کیفی گیاهان دارویی هستند. استفاده از(HPLC) یکی از مرسومترین روشهای ارزیابی میزان آلودگی محصول به این سموم است. برای اندازه گیری میزان باقیمانده آفتکُشها در گیاهان دارویی بسته به نوع ماده شیمیایی مورد نظر، از روشهای(GC) و یا(HPLC) استفاده میگردد.
6- اندازه ذرات خرد شده(Mesh/Particle size): بسیاری از گیاهانی که از آنها به عنوان ادویه استفاده میگردد، باید به منظور توزیع و پخش سادهتر و بهتر در محصول غذایی نهایی، به صورت پودر شده درآیند. به علاوه خرد کردن این گیاهان در پخش بهتر رایحه آنها موثر است. بر این اساس اندازه ذرات خرد شده این گیاهان در ارزیابیهای کیفی محصول مورد نظر همواره مدّ نظر بوده است. برای این منظور باید در حدود 95 درصد محصول از یک غربال دارای اندازه استاندارد گذر کند تا محصول از نظر کیفی مورد تایید قرار گیرد.
7- درصد رطوبت(Moisture content): تعیین میزان رطوبت و بنا به تعریفی دیگر میزان رطوبت مفید (Water availability: Aw) نمونه از مهمترین فرآیندهای کنترل کیفی محصولات دارویی است. مقدار استاندارد این پارامتر در حد 6/0 برآورد شده است. اندازهگیری میزان رطوبت نمونه یکی از مهمترین بخشهای کنترل کیفی است، چراکه رطوبت، درصد بسیار زیادی از وزن نمونه را به خود اختصاص میدهد. از سوی دیگر وزن نمونه یکی از مهمترین ملاکهای تعیین قیمت محصول میباشد. بنابراین رطوبت در نمونه نباید از سطح قابل قبولی بیشتر باشد. این امر زمانی ارزش و اهمیّت خود را بیشتر نمایان میسازد که محصول از قیمت پایه زیادی برخوردار باشد و بعلاوه در مقیاس زیادی معامله گردد. در اینصورت وجود حتی یک درصد رطوبت اضافه در محصول نیز تاثیر زیادی بر قیمت آن بر جای خواهد گذارد. به طور کلی میزان رطوبت استاندارد در محصول بر حسب نوع محصول متفاوت است، امّا این میزان باید در حدّی باشد که به ارزش ترکیبات شیمیایی موجود در محصول صدمهای وارد نگردد. در مجموع و با در نظر گرفتن کلیّه ملاحظات، سطح رطوبت قابل قبول محصول در حدود 12-11 درصد در نظر گرفته میشود. اگرچه مقادیر کمتری(10-5 درصد) نیز در منابع ذکر شده اند. این امر بویژه در مورد محصولاتی که جاذب رطوبت هستند و یا در معرض آن به سرعت کیفیّت خود را از دست میدهند مصداق بیشتری مییابد.
نظرات ()واژه هورمون به مواد معینی اطلاق میشود که در بخشی از موجود زنده ساخته شده و پس از انتقال اثرات فیزیولوژیکی محسوسی در دیگر قسمتهای آن به جا میگذارد و در تراکمهای بسیار کم فعالند. این تصور کلی در اصل در قلمرو فیزیولوژیکی حیوانی به وجود آمده و این واژه هورمون از ریشه یونانی به معنی تهیج کردن گرفته شده است. در گیاهان ترکیبات مترادف ولی از نظر شیمیایی کاملاً متفاوت یافت میشود و واژه هورمون به طور صحیح آنها را در بر میگیرد. هورمونهای گیاهی که اغلب فیتوهورمون خوانده میشود در بافتهای مریستمی و یا لااقل جوان از هر نوع ساخته میشوند و غالباً اثرخود را پس از انتقال میگذارند که تا حدودی دورتر از بافتی که ساخته شدهاند، میباشد. هورمونها با آنزیمها و ویتامینها و DNA در این خاصیت مشترکند که به غلظت بسیار کم یا ناچیز باعث ایجاد اثرات فیزیولوژیکی عمیق میشوند. اصولاً واژه هورمون باید به ترکیباتی محدود شود که به طور طبیعی در درون موجود زنده ساخته میشود لذا در تعریف هورمون گیاهی میتوان گفت مواد آلی میباشد که مواد غذایی نبوده و توسط گیاهان تولید میشود و در غلظتهای کم فرآیند فیزیولوژیکی را تنظیم میکند.
آنها در درون گیاه، از محل تولید به محل اثر، انتقال مییابد اما گاهاً موادی که معلوم نیست در گیاه وجود داشته باشد اثرات مشابه و بعضی اوقات عیناً نظیر یکی از هورمونهای طبیعی گیاهی را دارندکه از نام نهادن هورمون گیاهی میبایست خودداری نمود که البته واژه مناسب برای این چنین ترکیباتی که اثر هورمون مانند روی گیاه دارند تنظیم کننده رشد میباشد و در تعریف آن میتوان گفت ترکیبات سنتز شده یا هورمونهای گیاهی هستند که فرآیندهای فیزیولوژیکی را تغییر میدهد. این مواد تقلید کننده از هورمونها، تاثیر روی سنتز هورمونها و از بین بردن و یا انتقال و یا(به احتمال) تغییر دادن محل تاثیر هورمونی رشد را تنظیم میکند. با این وصف برای متمایز کردن آنها میتوان گفت تمام هورمونها، تنظیم کننده رشد هستند اما تمام تنظیم کنندههای رشد هورمون نیستند.
در حال حاضر در دنیا پنج گروه مختلف هورمونهای گیاهی شناخته شده که بسیاری از آنها دارای کاربردهای عملی متعدد و مهمی در کشاورزی بویژه باغبانی هستند این گروهها عبارتند از: اکسینها، جیبرلینها، سایتوکنینها، اتیلن، و مواد بازدارنده رشد.
نظرات ()روغنهای فرار: مواد عطری، درمان بخش، تمیز کننده، ضد عفونی کننده، محرک اشتها، هضم کننده غذا، ضد درد، ضد نفخ معده و روده و ضد اسپاسم عضلانی میباشند.
آلکالوئیدها: انواع مواد مخدر از جمله مرفین، کدئین و کوکائین در شمار آلکالوئیدها هستند. هر کدام از این مواد نقش مخصوص و معین در درمان بیماریها دارند.
مواد پروتئینی: مواد پروتئینی از ترکیب اسیدهای آمینه ایجاد شدهاند نصف اسیدهای آمینه را انسان قادر به سنتز آنها نیست و باید توسط تغذیه گیاهی و جانوری وارد بدن شوند.
مواد تلخ مزه: بسیاری از گیاهان دارای مزه تلخ هستند مانند کاسنی که خواص دارویی و درمانی دارد. مواد تلخ مزه غیرسمی محرک اشتها بوده و تحرک کننده بسیاری از اندامها برای فعالیت بیشتر مانند کبد و کیسه صفرا هستند.
فلاونوئیدها: فلاونوئیدها مواد موثری هستند که عمدتاً در گیاهان عالی یافت میشوند این مواد انواع سموم را در بدن خنثی میکنند.
تاننها: خاصیت ضد درد دارند، لثهها و پوست دهان را محکم و تمیز میکنند. اثر مثبت روی جدار معده و رودهها دارند.
مواد لعابدار: وظیفهشان این است که مایعات را به این مواد متصل میکنند. این مواد موجب کاهش کلسترول خون میشوند. گیاه پنیرک، ختمی و بارهنگ، غنی از مواد لعابدارهستند.
از دیگر مواد موجود در گیاهان دارویی میتوان به ویتامینها، اسیدهای گیاهی و قندها اشاره کرد.
نظرات ()واژه فلاونوئید به مفهوم وسیع تمام رنگدانههای گیاهی را در بر میگیرد. نام فلاون از کلمه لاتین فلاووس به معنای زرد گرفته شده است. در گیاهان عالی به ویژه نهاندانگان حدود 4000 نوع فلاونوئید شناسایی شده که بیش از 90 نوع فلاونوئید در مرکبات و بیش از 30 نوع در خانواده کمپوزیته موجود است. تاکنون هیچ نوع فلاونوئید در جلبکها گزارش نشده است. در میان ترکیبات فنولی فلاونوئیدها کلیه اعمال متابولیتهای ثانویه را درگیاهان دارا میباشند. فلاونوئیدها از مشتقات فنیل پروپانوئید هستند که دارای ساختمان 15 کربنه میباشند. در بیشتر فلاونوئیدها حلقه A متادیهیدروکسیل یا متاتریهیدروکسیل میباشد در مقابل حلقه B دارای یک یا دو یا سه عامل هیدروکسیلی میباشد. این اختلاف ناشی از مبدا بیوسنتز دو حلقه میباشد. حلقه A از سه مولکول اسید استیک متراکم و حلقه B از قندها در مسیر شیکمیک مشتق شده است.
خواص درمانی فلاونوئیدها:
فلاونوئیدها باعث ایجاد رنگ در گلها، میوهها و گاه برگها میشوند. همچنین به علت خاصیت جذب حشرات در گردهافشانی و باروری گیاهان نیز موثر میباشند. فلاونوئیدها باعث افزایش مقاومت به عوامل بیماریزا در گیاهان میشوند همچنین جذب کننده قوی اشعه ماورای بنفش(340-250 نانومتر) میبا شند. در ساختمان اندامهای جنسی و رویشی دانه گرده از طریق اثر بر عمل ژنها و آنزیمها اثر مثبت دارند. این ماد همچنین باعث شلاته کردن برخی یونهای فلزی مانند آهن ومس میشوند. فلاونوئیدها از طریق مهار عناصر کاتالیزشده از اکسیداسیون جلوگیری میکنند. از دیگر خواص این مواد میتوان به خاصیت جمع کنندگی مواد زاید اشاره کرد.
فلاونوئیدها مهار کننده سلولهای سرطانی از طریق بیان ژن، افزایش دهنده ایمنی بدن(آنتی اکسیدان)، ضد ویروس، ضد باکتری، ضد تورم، ضد التهاب، ضد آلرژی، ضد موتاسیون، کاهش دهنده نفوذپذیری و شکنندگی مویرگها میباشند. همچنین در کشور چین برای درمان هپاتیت از فلاونوئیدها استفاده میشود. 45 درصد فلاونوئیدهای مرکبات بهطور ویژه جذب ویتامین C را بهبود میبخشند. افراد سیگاری و آنانی که تحت فشار استرس هستند، به میزان زیادی از ویتامین C و فلاونوئیدهای مرکبات نیاز دارند. فلاونوئیدهای مرکبات میتوانند به فرم ترکیباتی جهت کنترل افراد سیگاری یا به شکل آمپولهایی برای ورزشکاران مورد استفاده قرار گیرند.
معرفی تعدادی از گیاهان حاوی فلاونوئید:
بومادران، سرخ ولیک، جینکو، آویشن، گل راعی، بابونه رومی، انار، چای، زالزالک، برگ بو، گل ساعتی، مرکبات، شیرین بیان و ... .
نظرات ()
آناناس: علفهای هرز تکلپهای باغ آناناس شامل پنجه مرغی، اویار سلام ارغوانی و دولپهای شامل درونیش و... میباشد. کنترل معمولاً دستی و در درختان 8-10ساله میتوان روش مکانیکی را به کاربرد که 3 تا 4 شخم سالانه و علف کش پارکوات 3 کیلوگرم در هکتار به صورت پس جوانه زنی و دیورین 7.6 کیلوگرم در هکتار تا 9.8 کیلوگرم در هکتار به صورت پس جوانه زنی موثر است.
نارگیل: 3 تا 4 شخم در سال با تراکتور کافی است علف کش پارکوات 3 کیلوگرم در هکتار پس از جوانه زنی و دیورین 7.6تا 9.8 پیش از جوانه زنی کاربرد دارد. لایهای از کود سبز یا برگ خشک رشد علفهای هرز را در نخلستانهای جوان کاهش میدهد.
انبه: معمولاً کنترل دستی در درختان 8 تا 10 ساله، روشهای مکانیکی وابسته به فضای بین درختان، علف کش هم پارکوات و دیورین.
موز: در مرحله اولیه به علت ریشههای سطحی رشدش بسیار حساس است و باید از کاریرد ماشینهای سنگین اجتناب کرد. علف کشهای مورد استفاده دیورین 3 کیلوگرم در هکتار و پارکوات 7.6 تا 9.8 کیلوگرم در هکتار میباشد.
انگور: چون ریشه ها سطحی هستند کنترل رایج با بیل در باغهای جوان و نیز استفاده از مالچ علف کش سیمازین، اترازین، دیورین، دالاپون و پارکوات یا گلایفوزیت به صورت پس از جوانه زنی.
خربزه درختی: کنترل معمولاً دستی چون ریشهها سطحی است و نیز استفاده از مالچ و علف کش فلورکلر یا آلاکلر به صورت پس از جوانه زنی.
مرکبات: در باغهای جوان روش دستی چون ریشهها سطحی هستند و در باغهای پیر شخم زدن؛ علف کشها نیز بسیار موفق بودهاند مثلاً در باغهای مرکبات اسپری برومیکال+دیورین 2 کیلوگرم در هکتار و هرنورون 5.1 و دیورین 5.2 کیلوگرم در هکتار و نیز روشهای ارگانیک بسیار مناسب هستند.
سیب: کنترل با روش دستی شیمیایی و مالچ با پلی اتیلن سیاه علف کش دیورین 5 کیلوگرم در هکتار به صورت پیش جوانه زنی یا دالاپون 8 کیلوگرم در هکتار به صورت پس جوانه زنی موثر است.
هلو: پوشش با کود سبز یا کاشتن محصولاتی در فصل بارانی و شخم زمستانه و مالچ بسیار موثر هستند. علف کش سیمازین 5 کیلوگرم در هکتار و اترازین 4 تا 5 کیلوگرم در هکتار بسیار موثر هستند.
گلابی: وجین دستی به کار میرود ولی علف کشها اثر بهتری دارند. برای کنترل فوسامین 20 تا 30 لیتر در هکتار و نیز گرماکسون+انصار بسیار موثر هستند.
توتفرنگی: علفهای هرز تاثیر بسار زیادری بر محدودیت تولید دارند، مالچ یک روش بسیار موثر است. کنترل شیمیایی با گراماکسون برای کنترل علفهای هرزی مثل اویار سلام و پنجه مرغی به کار میرود. سیمازین برای متوقف کردن 80 تا 90 درصد جمعیت علفها با DCPA موثر است.
تمشک: معمولاً کنترل دستی با بیل انجام میگیرد. علف کشها هم مورد استفاده قرار میگیرند مثلاً پارکوات و نیز سیمازین برای کنترل تقریباً کل علفهای هرز.
زغال اخته: مالچ و کج بیل برای کنترل مکانیکی، در روش شیمیایی تربیکال 2 لیتر در هکتار و سیمازین 5 و دیورین 3 کیلوگرم در هکتار برای کنترل کل گونههای علفهای هرز کاربرد دارد.
زردآلو: کنترل با گاو آهن و نیروی موتور و کنترل شیکیایی با سیمازین و دیورین.
آلو: روش دستی با استفاده از بیل انجام میگیرد. کنترل شیمیای نتیجه بهتری میدهد: اسپری سیمازین به صورت پس جوانه زنی و آترازین و دیورین بسیار موثر هستند.
گیلاس: روش مکانیکی با استفاده از شخم و کجبیل صورت میگیرد. کنترل شیمیایی: سیمازین 1 یا گراماکسون 4 کیلوگرم در هکتار موثر هستند، مالچ با پلاستیک سیاه نیز بسیار موثر است.
گردو: نمیتوان از روش خاصی پیروی کرد، گرچه سفارش میکنند دیورین 2 لیتر در ایکر برای خاکهای سبک و نیز 4 لیتر در ایکر برای خاکهای سنگین به صورت پیش جوانهزنی برای کنترل همه گونههای علفهای هرز، گلایفوزیت یا پارکوات 3 کیلوگرم در هکتار نیز به کار میرود.
انار: بیشتر کنترل دستی و شخم عمیق و نیمه عمیق، علف کشها هم شامل سیمازین+ترباتران یا سیمازین+اورازالین هر کدام 2 کیلوگرم در هکتار بسیار موثر هستند.
نخل خرما: شخم زدن در تمام طول سال و نیز ماچ نیز موثر است. برای کنترل علفهای هرز حفظ رطوبت موثر است.
تمبر هندی: به صورت تجاری با روش دستی و ماشینی که لازمه آن حداقل دو شخم سالانه است.
نظرات ()پیشاپیش فرا رسیدن سال نو را به تمام دوستان عزیز
تبریک عرض مینمایم.
نظرات ()دوستان عزیز علاوه بر این وبلاگ میتوانند از وبلاگ دیگر من به آدرس http://artahort.blogsky.com/ با عنوان باغبانی نوین استفاده نمایند.
نظرات ()بدیهی است که گیاهان بدون انجام اعمال زراعی نیز رشد و نمو میکنند. لکن مسئله مورد نظر این است که این گونه اعمال تا چه حد میباید صورت گیرد تا حداکثر محصول از نظر اقتصادی تولید گردیده و در ضمن به شرایط مناسب فیزیکی خاک نیز صدمهای نرسد. در شرایط کنترل شده آزمایشی مشاهده میشود که گیاهان بدون انجام اعمال زراعی نیز بهخوبی رشد و نمو مینمایند، لکن اکثر گیاهان تا حدی احتیاج به اینگونه اعمال دارند. در آزمایشی که بر روی چغندر قند بهعمل آمده و نتایج آن ارائه گردیده است مشاهده میشود که حداقل میزان محصول هنگامی عاید شده که هیچگونه عملیات زراعی در فاصله شخم و کشت انجام نپذیرفته است و حداکثر تولید نیز در زمانی بهدست آمده است که زمین در فاصله بین شخم و کشت یک یا دو بار مورد اعمال زراعی قرار گرفته است. بنابراین طبیعی است که انجام عملیات زراعی برای تولید محصول ضروری است ولی انجام بیش از حد آن کاملاً رد شده و نظر عموم بر انجام حداقل عملیات زراعی میباشد.
با توجه به مطالب فوق آشکار می گردد که انجام حداقل عملیات زراعی، چه از نظر کاهش مخارج و چه از جهت افزایش محصول و حفظ شرایط مناسب فیزیکی خاک مقرون به صرفه میباشد.
نظرات ()در نتیجه عملیات زراعی و زیر و روکردن خاک به وسیله گاوآهن برگرداندار(Mold board plow) توده خاک به صورت خاکدانه و جدا از یکدیگر در میآید اما استقامت خاکدانهها ثابت میماند و تغییر نمیکند. استفاده از وسائلی مانند کالتیواتور(Cultivator)، هرس بشقابی (Discs) و غلتک (Packer) نیز ممکن است باعث فشردگی خاکدانهها گردد و خاک را به صورت متراکم درآورد. اثرات کوتاه مدت کنترل علوفه هرز شامل متلاشی کردن توده خاک و در نتیجه افزایش میزان تهویه و نفوذ آب به داخل خاک است لکن اثرات دراز مدت(چند هفته یا چند ماه) اینگونه عملیات ممکن است باعث فشردگی خاکدانهها و در نتیجه ایجاد لایههای متراکم و فشرده در خاک گردد. از طرفی خاکدانههای اراضی شخم خورده و فاقد پوشش نباتی در اثر برخورد قطرات باران متلاشی میگردند. بر روی هم کشتهائی که با حداقل اعمال زراعی اداره میشوند دارای حداکثر خاکدانه میباشند.
نظرات ()در طبیعت ذرات معدنی خاک به صورت مجزا وجود ندارد. آنها به وسیله اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن، مواد آلی ترشح شده توسط ریشه گیاهان، فشار ریشه ای، مواد حاصل از تجزیه بقایای گیاهی و سلولهای میکروبی، هیفهای قارچها، مواد تولید شده توسط میکروارگانیسمها و مواد ژلاتینی تولید شده بوسیله کرمهای خاکی به همدیگر اتصال پیدا کرده و میچسبند؛ خاکدانه بزرگتر ایجاد میشود که شکلها و اندازههای متفاوتی دارند و تعیین کننده ساختمان خاک هستند. چهار نوع از ساختمان که به طور معمول در خاکها یافت میشود عبارتند از:
ورقه ای(Platy):
خاکدانهها به صورت ورقههای افقی نازک روی هم قرار گرفتهاند چنین ساختمانی در خاکهای غنی از سیلیکاتهای لایهای 1:2 یافت میشوند.
ستونی یا منشوری(Columnar or Prismatic):
خاکدانهها ستونی و ساختمان لوله مانند است، که قطر آن از چند تا 15 سانتیمتر یا بیشتر نیز میرسد. وقتی که رأس منشور به صورت گرد درآید، به چنین ساختمانی ستونی گفته میشود؛ و وقتی که رأس آنها مسطح باشد، به ساختمان خاک منشوری اطلاق میگردد. چنین ساختمانهایی درخاکهای تحت الارض مناطق خشک و نیمه خشک و در خاکهای حاصل از لسهای بادی یافت میشوند.
مکعبی(Blocky):
خاکدانهها به صورت مکعبی میباشند و ممکن است اندازه اضلاع در سه جهت مساوی یا نامساوی باشند و یکی از اضلاع آن امکان دارد 1 تا 10 سانتی متر ضخامت داشته باشد.
دانهای یا مدور(Granular or Crumb):
خاکدانهها به شکل گرد میباشند. وقتی خاکدانهها متخلخل نباشند، ساختمان دانهای نامیده میشود در حالی که متخلخل باشد(در خاکهای سطحی غنی از مواد آلی یافت میگردد) ساختمان مدور گفته میشود. برای بیشتر گیاهان زراعی ساختمان متخلخل خیلی مطلوب و مناسب است.
در حالی که بافت خاک به آسانی به وسیله عملیات مدیریت خاک تغییر نمیکند، ساختمان خاک میتواند تغییر یابد. یک مثال تخریب ساختمان خوب خاک توسط غرقاب و گلخرابی در کشت برنج است. ساختمان خاک میتواند به وسیله الگوی استفاده از زمین تغییر نموده یا اصلاح شود. تراکم وقتی اتفاق میافتد که از ماشینهای سنگین بر روی زمین مرطوب استفاده شود و باعث تخریب خاکدانهها گردد.
نظرات ()
ترخون یک گیاه علفی پایایا شبه درختچهای است که از تیر تا مهر گل میدهد. این گیاه در حاشیه رودخانهها و جویها در مناطق مرکزی، جنوبی و شرقی روسیه، سیبری، مغولستان و شمال چین و در آمریکای شمالی از غرب تا کلرادو و تگزاس پراکنش دارد. ترخون عمدتاً در اروپای غربی در آب و هوای گرم و خشک کشت میشود. البته در حالت وحشی بندرت رشد میکند. بخشهای هوایی به جز ساقه های ضخیمتر خاصیت دارویی دارند و در ابتدای گلدهی در خرداد و تیر ماه جمع آوری میشوند. آنها را روی زمین پهن کرده یا بهصورت دستجاتی آویزان میکنند تا در حرارت طبیعی خشک شوند یا در اتاق خشککن بهصورت مصنوعی در حرارت ۴۵ درجه سانتیگراد خشک میکنند. داروی آن بوی نامطبوعی دارد و طعم آن تلخ میباشد. حاوی 0.8-0.25درصد اسانس فرار است. ترخون علاوه براسانسهای فرار حاوی مواد تلخ و تانن میباشد. گلیکوزیدهای شبه کومارین نیز مشخص شده است. این گیاه مانند افسنطین تحریک کننده سیستم هضمی است، ترشح معده و زرداب را افزایش میدهد. اثرات دیگر آن اختصاصی نیست. دم کرده آن برای تحریک اشتها و درمان بیماریهای معده و روده و انگلهای روده استفاده میشود و مدر است. مصرف آن در دوران حاملگی نباید صورت گیرد. از برگهای تازه و روغن آن در صنایع غذایی برای ساخت سرکه و خردل ترخون، برای چاشنی سوپ و در صنایع کنسروسازی و به مقادیر کم در عطر سازی استفاده میشود. دارو از گیاهان زراعی ترخون به دست میآید. بیشتر تقاضا برای ترخون آلمان است که به اشتباه ترخون فرانسه گفته میشود.
نظرات ()
آشنایی مختصر با شوید Anethum graveolens
این گیاه از تیره Apiaceae یا چتریان است، نام انگلیسی آن Dill بوده، گیاهی است یکساله به ارتفاع 30 سانتیمتر تا یک متر و دارای ریشهی راست است. ساقه آن استوانهای، بیکرک، دارای خطوط طولی، در محل گرهها کمی فرو رفته است. برگها متناوب بدون کرک با پهنک منقسم با بریدگیهای نازک و نخی شکل. گلها کوچک و به رنگ زرد میباشد. از مشخصات آن این است که در پایه های اصلی و چترهای فرعی آن انولوکر و انولوسل دیده نمیشود. میوهاش بیضی، مسطح، به طول 3 تا 4 میلیمتر و عرض 3 میلیمتر به رنگ قهوهای شکلاتی روشن است. در سطح آن برجستگیهای نخی به رنگ مایل به زرد و در کنارههای آن لبه بال مانند به رنگ زرد روشن دیده میشود.
شوید یک گیاه علفی یکساله است که در تیر و مرداد گل میدهد. احتمالاً این گیاه بومی ایران و هندوستان میباشد ولی مصر و قفقاز هم ذکر شدهاند. این گیاه در تمام نقاط دنیا کشت میشود و بهصورت وحشی در زمینهای لم یزرع، کنارجادهها، در مزارع و زمینهای آیش و در خاکهای شنی کناره رودخانهها یافت میشود. در منطقه مدیترانه شوید بهعنوان یک گیاه دارویی و چاشنی تحریک کننده از زمانهای بسیار قدیم شناخته شده است. این گیاه بهوسیله مستعمره نشینهای رومی به اروپای مرکزی وارد شده است. اندامهایی که خاصیت دارویی دارند و در صنایع غذایی استفاده میشوند شامل برگهای تازه یا گلها میباشد. شوید خشک بهعنوان دارو مصرف نمیشود. عطر آن تا حدودی شبیه کراویه است، طعم تندی دارد و ابتدا نسبتاً شیرین و مزهای مانند ادویهجات پیدا میکند. تا 1.5 درصد اسانسهای فرار در برگها و ساقههای گلدار وجود دارد و تا ۴ درصد در میوه و یا بذور یافت میشود. روغن موجود در میوه عمدتاً حاوی کارون، لیمونن و دیگر ترکیبات میباشد. این اسانسهای فرار خصوصیات ضد عفونی کننده و ضدتشنجی دارند، بادشکن بوده و شیردهی را افزایش میدهد. امروزه از شوید بهندرت برای اهداف دارویی استفاده میشود. استفاده اصلی آن بهعنوان چاشنی در سس و سالاد و ترشیجات میباشد. از بذر شوید برای ساخت کره علفی، سوپ و دیگر غذاها استفاده مینمایند. اسانسهای فرار حاصل از میوهها و برگها موارد استفاده مشابهی دارند. شوید خصوصاً در ایالات ارگون و اوهایو آمریکا برای استخراج اسانسهای فرار آن کشت میشود.
نظرات ()
فلفل یک گیاه علفی یکساله تا دو ساله است که از خرداد تا شهریور گل میدهد. انواعی که دارای میوه کوچکی هستند بهنظر میرسد اجداد فلفل قرمز امروزی باشند که در مناطق نیمه حاره و حارهای جنوب ایالات متحده تا بخشهای شمالی آمریکای جنوبی رشد میکند. Capsicum در مناطق گرم دنیا کشت میشود. اولین فلفلها بهوسیله کریستف کلمب به اسپانیا وارد شد. کشت و کار فلفل در اروپای مرکزی و از کشورهای مدیترانهای تا شبه جزیره بالکان صورت می گیرد. بخشی از گیاه که برای استخراج ترکیبات موثره استفاده میشود میوه آن است و حاوی مقدار زیادی کاپسایسین میباشد. میوههای رسیده در سایه خشک میشوند. طعم ادویه دارد و باعث سوزش زبان میشود. حاوی حدود ۲ درصد کاپسایسین است که اغلب محققین بهعنوان آلکالوئید آن را طبقه بندی میکنند، گلیکوزیدهای فلاونوئید و حدود 0.2 درصد ویتامین دارد. مقداری از اسانس فرار کاپسایسین پوست را میسوزاند و قرمز میکند. به مقادیر کم ترشح شیره معده را تحریک میکند. Capsicum بندرت بهعنوان یک دارو استفاده میشود و فقط بهصورت پودر شده یا تنتور برای تحریک هضم معده مورد استفاده قرار میگیرد. اغلب بهصورت خارجی به شکل پماد، مرهم و گچ برای درمان روماتیسم و ورم مفاصل استفاده میشود. البته بهصورت سبزی هم بهمصرف میرسد. البته در این حالت کاپسایسین کمی دارد ولی میزان ویتامین آن بالا است. فلفل واریتههایی زراعی زیادی دارد.
نظرات ()
ریواس یک گیاه علفی چند ساله است که از خرداد تا تیر گل میدهد و بومی شمال غربی چین و شمال شرقی تبت است. این گیاه عمدتاً در شوروی سابق و در آلمان میروید. در باغهای اروپا بهعنوان یک گیاه زینتی از سال ۱۷۶۳ کاشته شده است. ریزومهای سال دوم یا سوم در پاییز اندامهایی هستند که جمع آوری میشوند. بعد از اینکه آنها را تمیز کردند، پوست کنده و به قطعات کوچکتری تقسیم و به نخ کشیده و آویزان میکنند تا بهصورت طبیعی یا با گرمای مصنوعی ۵۰ درجه سانتیگراد خشک شوند. این اندام بویی مشخص و طعمی تلخ دارد. علاوه بر تانن حاوی ۱۰ درصد آنتراکینون است که از ترکیبات موثره اصلی آن می باشند. البته گلیکوزید راپونتیسین ندارد. این ماده اثرات هورمونی دارد و در ریزومهای گونه R.rhabarbarum و R.rhaponticum یافت میشود. به مقادیر کم یعنی تا 0.5 گرم از این تانن میتواند یبوست ایجاد کند در حالیکه مقدار ۱ تا ۳ گرم آنتراکیون مسهل است.
پودر ریزومها بهصورت داخلی برای یبوست مزمن، بیماریهای معده و روده استفاده میشود و محرک اشتها است. افرادی که از سنگ کلیه یا مثانه رنج میبرند از آن نباید استفاده کنند. ریزومها فقط از گیاهان وحشی جمع آوری میشوند و ریواس اروپا از چین تامین میشود. در حال حاضر کوششهایی برای زراعی کردن آن در اروپا صورت گرفته است. گونه R.rhaponticum مدتهاست که در باغها بهعنوان یک گیاه خوراکی کاشته میشود.
نظرات ()
سیر یک گیاه علفی دوساله و چندساله است که از خرداد تا مرداد گل میدهد. اولین بار در آسیای مرکزی کشت شده است و قرن ها است که بهعنوان ادویه، سبزی و گیاه دارویی در مناطق مدیترانهای تا آسیای مرکزی استفاده میشود. در حال حاضر سیر در تمام نقاط دنیا کشت میشود. پیازهای تازه آن خاصیت دارویی دارند. آنها را با زرد شدن برگها در تیر یا مرداد ماه برداشت میکنند و اگر برداشت به تاخیر بیافتد پیازها به پیازچههایی تقسیم میشوند. پیازها را در محلهای خشک و عاری از یخبندان نگه میدارند.
سیر بوی تند مشخصی دارد. ترکیبات پیاز سیر شامل ۱/۰ درصد اسانس فرار بدبو با ترکیبات آلی گوگرددار، ویتامین های C ، B ، A و ترکیبات شبیه هورمونی میباشد. داروی آن بادشکن و کرمکش است، رشد باکتریها و قارچها را متوقف میکند، ترشح زرداب را افزایش داده و فشار خون را کاهش میدهد. البته مصرف خارجی آن باعث تحریک و سوزش پوست بدن شده و ممکن است باعث ایجاد التهاب و تاول شود. سیر عمدتاً در درمان نفخ شکم، ورم روده و بهعنوان خاصیت کرمکشی داخلی مصرف میشود. از آن برای درمان برونشیت و سرماخوردگی نیز استفاده شده است.
سیر ادویه غذاهای گوشتی، سس و سوپها میباشد و بهطور گسترده در کشورهای منطقه مدیترانه و در شرق استفاده میشود. این گیاه احتمالاً از ایتالیا بهوسیله مستعمره نشینهای رومی وارد اروپا شده است.
نظرات ()
پیاز یک گیاه علفی دو ساله یا چند ساله است که از خرداد تا مرداد گل میدهد. گونهای است که در ابتدا در آسیای مرکزی تا جنوب غربی هند، و در شرق و مناطق مدیترانهای از زمانهای بسیار دور کشت می شده است. امروزه گونههای متعددی از آن در بیشتر نقاط دنیا کشت میشود.
پیاز از متداولترین سبزیجات و ادویهجات است که خاصیت دارویی هم دارد. پیازهای سالم و کاملاً رسیده برای اهداف دارویی جمعآوری میشوند و بعد از حذف برگها در کیسه گونی یا روی تختههای چوبی در حرارت ۳ تا ۵ درجه سانتی گراد و در رطوبت نسبی ۶۰ درصد نگهداری میشوند.
پیاز بوی تندی دارد، مزه آن تند ولی کمی شیرین است. پیاز حاوی ترکیباتی است که از نظر شیمیایی شبیه به سیر میباشد. ترکیبات آن حاوی گلیکوزیدهای فلاونوئید، پکتین و گلوکوکینینها میباشد. این ترکیبات اثر میکربکشی دارند و عمل هضم و ترشح زرداب را تحریک کرده و فشار خون را کاهش میدهند. مصرف داخلی آن به شکلهای مختلف و همانند سیر است. بهعنوان هضم کننده عمل میکند، اشتها را تحریک میکند، قند خون را کاهش میدهد و همچنین خلط آور است. پیاز برای دفع بعضی از انگلهای رودهای نیز استفاده میشود. مصرف خارجی آن برای درمان جوش صورت میباشد. کشت و کار پیاز احتمالاً از ایتالیا وارد اروپای مرکزی شده است.
نظرات ()